
به گزارش ورزش سه، ساعت از ۳ بامداد گذشته بود که بیانیه رسمی باشگاه المپیک مارسی منتشر شد؛ خبری سرد و کوتاه که از پایان همکاری با روبرتو دیزربی با «توافق دوجانبه» حکایت داشت. این فرمول تکراری فوتبال مدرن، معمولاً لایهای دیپلماتیک برای پوشاندن واقعیتی تلخ و گزنده است. زمان انتشار خبر در دل شب و بستر ماجرا، یعنی درست سه روز پس از تحقیر تاریخی ۵ بر صفر مقابل پاریسنژرمن، نشان میدهد که این جدایی اصلاً دوستانه نبوده است. مرد ایتالیایی که تابستان ۲۰۲۴ در میان هیاهوی رسانهای و در حالی که غولهای اروپا به دنبالش بودند به مارسی آمد، حالا ۱۸ ماه بعد، از درِ پشتی و در تاریکی شب ناپدید شد. میراث او در فرانسه؟ ترکیبی از خریدهای گرانقیمت، رویاهای سوخته و طعم گسِ یک پروژه ناتمام.
از عرش برست تا فرشِ پاریس؛ سقوط آزاد روی ترنهوایی
همه چیز مثل یک رویای شیرین شروع شد؛ برد ۵ بر ۱ مقابل برست، فوتبال تهاجمی و نایبقهرمانی در فصل اول که بلیت لیگ قهرمانان را امضا کرد. مدیران مارسی برای برآورده کردن زیادهخواهیهای تاکتیکی او، نزدیک به ۱۸۵ میلیون یورو در دو تابستان هزینه کردند. اما پشت این پیروزیها، شکافها از همان ابتدا عیان بود؛ باختهای ناباورانه مقابل استراسبورگ و اوسر، فروپاشیهای ذهنی و ناتوانی در سامان دادن به خط دفاعی. فصل دوم اما به یک کابوس تبدیل شد. حذف از اروپا، درگیریهای داخلی در رختکن و پیامهایی که دیگر به گوش بازیکنان نمیرسید. دیزربی که در ظاهر مبارز نشان میداد، در خفا از رفتار بازیکنانی که «دیگر درکشان نمیکرد» شوکه بود. تساوی مقابل پاریس افسی و آن سیلی سنگین در پارکدوپرنس، حکم قطعی تصمیمی را امضا کرد که از مدتها قبل در پشتپرده گرفته شده بود.

اخراجهای تلخ؛ دیزربی هرگز معمولی نمیرود
برای درک این پایانهای تلخ، باید به عقب برگشت. در فوجیا (۲۰۱۴)، او با وجود مشکلات مالی، فوتبال مدرنی به نمایش گذاشت اما با سقوط اداری باشگاه، دیزربی در فضایی مشحون از بیعدالتی جدا شد. در پالرمو (۲۰۱۶)، دوران او فقط دو ماه دوام آورد؛ هفت باخت پیاپی و یک اخراج بیرحمانه. در بنونتو هم سناریو مشابه بود؛ فوتبال شجاعانه اما سقوطی اجتنابناپذیر. این تجربهها از او یک «آرمانگرای لجباز» ساخت؛ مربیای که اصولش را فدای ابزارهای محدود تیمش نمیکرد.
در ساسولو اما ورق برگشت. سه فصل درخشان و هویتی که تمام ایتالیا را به تحسین واداشت. جدایی او در سال ۲۰۲۱، برخلاف مارسی، فیلسوفانه بود. او گفت به سقف تواناییهای باشگاه رسیده و با احترامِ کامل، ساسولو را ترک کرد. در شاختار دونتسک، جنگ اوکراین مسیر او را نیمهتمام گذاشت، اما در برایتون، دوباره سیاست وارد بازی شد. با وجود کسب سهمیه اروپا، او به دلیل اختلاف نظر با مالکان بر سر استراتژی نقلوانتقالات، با همان برچسب «توافق دوجانبه» از جمع مرغهای دریایی جدا شد.
تراژدی مارسی
جدایی از مارسی اما متفاوت بود؛ چرا که دیزربی تمام دلایل جداییهای قبلیاش را یکجا تجربه کرد. هم بحران ورزشیِ دوران پالرمو، هم فضای بیثباتِ دوران فوجیا و هم تضاد استراتژیکِ دوران برایتون. هرگز در دوران مربیگری او، یک جدایی تا این حد چندوجهی و پرهرجومرج نبوده است. سرمایهگذاری سنگین، جاهطلبیهای بزرگ و در نهایت، فروپاشی در لو کلاسیک. بیانیه شبانه و زمانبندی بیرحمانه آن، به این پایان ابعادی سوررئال بخشید. دیزربی هرگز مسیر آرامش را انتخاب نکرده، اما ایستگاه مارسی احتمالاً پرفشارترین و خاصترین پرده از نمایشهای دراماتیک او باقی خواهد ماند.
