
به گزارش "ورزش سه"، در نخستین ساعات صبح امروز فوتبالدوستان ایرانی لحظاتی پرتبوتاب را پشت سر گذاشتند. تیم ملی که با سه تساوی و عملکردی قابل قبول مرحله گروهی را به پایان رسانده بود، حالا چشم به نتایج دیگر گروهها داشت تا یکی از سناریوهای صعود رقم بخورد. در طول شب، نه غنا توانست کرواسی را شکست بدهد و نه ازبکستان مقابل جمهوری کنگو حرفی برای گفتن داشت؛ به این ترتیب همه نگاهها به آخرین معادله باقیمانده دوخته شد: الجزایر مقابل اتریش. دیداری که هر نتیجهای جز تساوی، حکم نخستین صعود ایران از مرحله گروهی جام جهانی را امضا میکرد.
سرنوشت اما طبق عادت همیشگیاش، پاسخ را تا آخرین لحظه نگه داشت و حتی همان شانس آخر نیز به لحظات آخر کشید؛ الجزایر در دقیقه 3+90 گل سوم را به اتریش زد و پیش افتاد. درست همان لحظهای که در هتل محل اقامت ایران در تیخوانا نیز تب و تاب به اوج خود رسیده بود. بازیکنان ایران در کنار هواداران و هموطنان حال عجیبی داشتند. معادله ساده بود: هر نتیجهای جز تساوی، ایران را به دور بعدی جام جهانی میرساند.

به همین دلیل لحظه به لحظه بازی با واکنشهای متفاوتی همراه بود. در تصاویری که از هتل محل اقامت تیم ایران ثبت شده، نفراتی مثل مهدی ترابی، آریا یوسفی، میلاد محمدی و محمد محبی در میان هواداران دیده میشوند و دقایق پایانی مسابقه را دنبال میکنند؛ صورتهایی که در آنها میتوان همزمان هیجان، نگرانی و انتظار را دید.


با گل دقیقه ۹۳ الجزایر، فضا رنگ دیگری گرفت. محمد محبی رو به هواداران میچرخید، دست میداد و تبریک میگفت؛ انگار صعود را قطعی میدانست. او حتی یکییکی سراغ همتیمیها میرفت، در آغوششان میگرفت و شادیاش را تقسیم میکرد. آریا یوسفی که توان ایستادن نداشت با لبخندی آرام به صفحه تلویزیون خیره مانده بود؛ لبخندی شبیه به وقتی که کار تمام شده است و صالح حردانی هم حال خوبی گرفته بود. در این میان، مهدی ترابی و میلاد محمدی متفاوتتر از بقیه به نظر میرسیدند؛ بدون واکنش اغراقآمیز، با چهرهای که استرس در آن موج میزد، ثانیههای باقیمانده را دنبال میکردند. انگار هنوز چیزی را تمام شده نمیدانستند.

با این حال فوتبال مثل همیشه تا سوت پایان داستان خود را نگه داشت. در واپسین ثانیههای مسابقه، اتریش گل تساوی را به ثمر رساند. شادی کوتاه سالن ناگهان جای خود را به سکوتی سنگین داد؛ سکوتی که خبر از یک واقعیت داشت: صعودی که تا چند لحظه قبلتر در دسترس بود، از مقابل چشمان ایرانیها فرار کرده بود.