
به گزارش ورزش سه، تیم امید ایران امروز با وجود ارائه یک بازی تهاجمی، کسب موقعیتهای مناسب و لرزاندن چندباره تیر دروازه حریف در مسیر پیشبینیهای بدبینانه بعضی از کارشناسان گام برداشت.
این تیمی بود که با اصرار به شکلی از بازی و پاسهای پرتعداد و نمایش فوتبال مالکانه، قصد موفقیت و پیشروی را داشت اما تمرین گل نزدن در دو مسابقه حساس قبلی و موفقیت نسبی در توقف حریفانی که روی آنها حساب بیشتری میکردیم، در نهایت کابوسی را برای ما رقم زد که اصلا انتظارش را نداشتیم. شکست مقابل لبنان، تیمی متعلق به کلاس سوم آسیا که در پایینترین سید این مسابقات قرار داشت.
اما آنها مقابل ایران یک برد تاریخی به دست آوردند. شبیه پیروزیهایی که قبلا با تیم ملی (مقابل کیروش) و با تیم امید مقابل تیمی که مهدویکیا، نکونام، خطیبی، کاویانپور و ... را داشت شدند.

* اولین نکته در ترکیب امید به چشم آمد؛ نیمکتنشینی محمدجواد حسیننژاد، عنصر خلاق، دریبلزن و کاپیتان اول امیدها که در دو بازی قبلی در پست غیرتخصصی وینگر راست به خدمت گرفته شده بود.
* در این مسابقه فرزین معاملهگری به دفاع وسط منتقل شده و عرشیا وثوقیفر که در بازی قبلی نیمکتنشین بود، دوباره به ترکیب برگشته بود. زوج او و معاملهگری در دفاع وسط و چپ در این تورنمنت هرگز موثر نشان ندادند اما در این بازی سرنوشتساز رل مهمی را برعهده گرفتند.
* نکته دیگر، حضور حمیدرضا ضرونی با چند دقیقه بازی مقابل ازبکستان به عنوان بازیکن فیکس بود که او هم در اجرای ماموریتها موفقیت چندانی نداشت.

* تک مهاجم ایران هم رضا غندیپور بود که بعد از یک دوره درخشش در فوتبال ایران، در فوتبال امارات آنچنان امیدوارکننده نشان نداده که امروز بخواهد نقش مهم تمام کننده ایران را برعهده بگیرد. کمااینکه این اتفاق هم نیفتاد و او در موقعیت برعکس با دادن هندی ناشیانه به حریف، زمینهساز یک پنالتی و شکست ایران شد.
* مورد محمدحسین صادقی هم جالب بود. بازیکنی که کمی دیر به زمین آمد، در ابتدای حضورش با حرکتی تماشایی تیر دروازه لبنان را لرزاند اما سپس به سمت چپ منتقل شد تا کاملا از جریان بازی خارج شود؛ درحالیکه او وینگری صرفا راست پا و تکنیکی است و توانایی «زدن به تو» به آن معنا را ندارد.

* تاکتیک ایران در نیم ساعت آخر، ارسالهای بلند و استفاده از برتری قدی نسبت به حریف بود که اگرچه ما را صاحب موقعیت کرد اما شاید به دلیل آنکه روش تمرینشدهای نبود، به سرانجام نرسید و البته مورد عجیب، حضور ناگهانی مسعود محبی به عنوان یکی از حملهوران برای زدن سر بود که کاملا خلاف تاکتیک غالب تیم روانخواه بود.
* بدشانسی و از دست رفتن فرصتهای فراوان در هر دو نیمه و زدن چند توپ به تیر دروازه لبنان به جای خود اما تیمی که حتی یک گل در طول یک تورنمنت نمیزند، هنوز به مرحله افسوس خوردن بابت بدشانسی نرسیده است. تکیه روانخواه به غندیپور (مهاجمی که در هر سه مسابقه ایران به زمین رفت و حتی یک بار در موقعیت ۱۰۰ درصد گلزنی قرار نگرفت) اشتباهی بود که مسئولیتش به کادرفنی تیم ملی برمیگردد. در لیگ ایران مهاجمانی حاضرند که احتمالا میتوانستند بهتر از حملهوران فعلی که هیچکدام یک نوک تمامعیار نبودند کار کنند. هرچند مصدومیت کسری طاهری و محمد عسگری هم جزو بدشانسیهای روانخواه محسوب میشود.

در نهایت تیم امید با وجود برتری در گرداندن توپ در هر سه مسابقه با یک شکست غافلگیرکننده از یک حریف به حساب نیامده حذف تلخی را تجربه کرد تا یک بار دیگر طلسم فوتبال ایران در این رده سنی ادامه دار و پابرجا بماند. شکستی که احتمالا عواقب سختی را برای کادر جوان این تیم به همراه خواهد داشت. کادری که به آنها امید بسته بودیم اما در نهایت با دست آخر تورنمنت را ترک کردند.
* دور از انصاف است نگوییم که نتیجه به دست آمده کمتراز نمایشی بود که این تیم در این تورنمنت از خود ارائه کرد. این تیم قادر به صعود بود و مثل همه سایر تیمهای امید در دوران مختلف، افسوسی عمیق را بردل ما گذاشت و سوالهای بی جوابی که مدام تکرار میشود.
کسی میداند که چرا ما در رده پایه در دهههای گذشته هرگز موفقیتی طولانی و امیدبخش نداشتهایم؟