
به گزارش "ورزش سه"، استیون جرارد معتقد است که آرسنال میتواند پاریسنژرمن را شکست دهد، به شرطی که آنها را به موقعیتهایی بکشاند که دوست ندارند در آن قرار بگیرند. اما این تیم پاریس کجا را دوست ندارد؟ باسینگستوک؟ باسیلدون؟ آنها قطعاً از بوداپست لذت خواهند برد؛ مارکینیوش، ژائو نوس و خویچا کواراتسخلیا هر جا که تکهای چمن سبز باشد، همانجا خانهشان است.
در اینجا ما با سه مهره از ستون فقرات تیمی روبهرو هستیم که گویی از هر سو امتداد یافته است. با وجود تمام کیفیت ستارگان انفرادی، واقعاً شگفتانگیز است که مجموعه لوئیس انریکه همچنان از مجموع اجزای درخشانش بزرگتر و قدرتمندتر عمل میکند.
با این حال، یک نقطه ضعف وجود دارد؛ منطقهای که آرسنال میتواند از آن بهرهبرداری کند، همانطور که جرارد در جستجوی دلیلی برای پیروزی شاگردان میکل آرتتا مقابل پاریس در فینال لیگ قهرمانان به آن اشاره کرد.
جرارد نامی از این نقطه ضعف نبرد، زیرا پس از تماشای آنچه در آلیانز آرنا دیدیم، نقاط قوت تیم چنان خیرهکننده و متقاعدکننده بود که شناسایی هرگونه لغزش را دشوار میکرد.

آنچه در ادامه میآید برخلاف باور عمومی است که میگوید آرسنال برای پیروزی در ۳۰ می-9 خرداد باید صرفاً بر دفاع تمرکز کند. حقیقت این است که پاریس گل خواهد زد؛ آنها از اواسط ژانویه در ۲۴ بازی پیاپی گلزنی کردهاند. بنابراین آرسنال نیاز به حمله دارد و راه انجام آن، هدف قرار دادن دروازهبان آنها یعنی ماتوی سافونوف است.
شاید این فقط یک خطای دید باشد که شباهت او به لوریس کاریوس باعث میشود باور کنید هر لحظه ممکن است فاجعهای رخ دهد. این دروازهبان روسی در تساوی ۱-۱ چهارشنبهشب مقابل بایرن مونیخ کاملاً مسلط بود و تنها با ضربه فوقالعاده هری کین در دقیقه ۹۵ مغلوب شد.
جرارد میگوید، من ماه گذشته در پارک دو پرنس بودم، زمانی که پاریس ۳-۱ تولوز را شکست داد و سافونوف، به قول استادیومیها، متزلزل نشان داد. این برای آرسنال امیدوارکننده است، بهویژه روی ضربات ایستگاهی. او نه تنها روی یک کرنر، زمانی که زیر یک ارسال معمولی گیر کرد، توپ را انداخت و اجازه داد تولوز گل بزند، بلکه اصلاً خودش مقصر تقدیم آن کرنر بود، آن هم به شکلی مضحک.
او از محوطه جریمهاش بیرون دویده بود تا توپ را قطع کند، اما این یک تصمیم احساسی و اشتباه بود؛ او به توپ نرسید و تیمش بلافاصله تاوان داد. لحظات عصبی دیگری نیز وجود داشت که برای برانگیختن انتقاد رسانهها و هواداران کافی بود. سافونوف برخورد خوبی با این انتقادات نداشت.
او خطاب به خبرنگاری که درباره این انتقادات میپرسید، با تمسخر گفت: «من متوجه هدف سوال شما نمیشوم. چرا باید به خودم شک کنم؟ برایم توضیح دهید چرا باید استرس داشته باشم؟ برایم توضیح دهید. نمیدانید؟ پس من هم نمیدانم. تا جایی که به من مربوط میشود، کسی چیزی نگفته است. کسی توی روی من چیزی نگفته. من هم مطبوعات را نمیخوانم، بنابراین خبر ندارم.»
وقتی تیم تحلیل آرسنال بازیهای اخیر پاریس را برای پیدا کردن نقطه ضعف زیر و رو میکند، این لحظات مانند سوزن در انبار کاه هستند. این حقیقت که این ضعف دقیقاً با نقاط قوت آرسنال یعنی ضربات ایستگاهی، ارسالها و بازیکنان بلندقامت همخوانی دارد، یک امتیاز ویژه و دلیلی برای باور به گلزنی و پیروزی است.

آرتتا مجبور نیست در سه هفته آینده تیمش را از نو بسازد. او نیازی ندارد به دکلان رایس آموزش دهد تا جادوگریِ فابیان روئیز، ویتینیا و نوس در بازیسازی را تقلید کند. او مجبور نیست از ویکتور گیوکرش بخواهد که ناگهان جثهاش را کوچک کرده، مهارتش را بالا ببرد و راهی ظریف برای عبور از میان مارکینیوش و ویلیان پاچو پیدا کند. نیازی به نقشه اضطراری یا تئاتر تاکتیکی به سبک پپ گواردیولا نیست.
خیر، راه افتخار سادهتر از این حرفهاست: روی همان کاری که همین حالا انجام میدهید، به سختی پافشاری کنید. کرنر بگیرید. ضربه آزاد بگیرید. بازیکنان بلندقامت را از خط دفاع به جلو بفرستید. رایس را مامور کنید تا توپ را درست روی سر سافونوف فرود بیاورد.
باهوش باشید و با نقاط قوت خود بازی کنید، که همان ربودن گلها از ضربات مرده و قفل کردن درِ دفاع در سمت دیگر زمین است. سرسختی گابریل و ویلیام سالیبا ممکن است حریف مناسبی برای زیرکی مهاجمان پاریس باشد.
البته فصل گذشته در نیمهنهایی چنین نبود، اما آرسنال از آن درس گرفته است. این حس وجود دارد که آنها میدانند چه تیمی هستند و چه تیمی نیستند و با این هویت خود راحت هستند. شاید این فوتبالِ کثیفِ آرتتا باشد، اما جوایزی که در این ماه انتظارشان را میکشد، مطمئناً زیبا هستند. هیچکس به یاد نمیآورد که سنگ مرمر چگونه استخراج شده، همه فقط مجسمه را میبینند.