
به گزارش ورزش سه، مایکل اولیسه هشت شب قبل از بازی برگشت نیمهنهایی چمپیونزلیگ در مونیخ آنقدر درخشیده بود که همه دم از توپ طلای او میزدند. اگر به ستایشگران او میگفتید این پسر عجیب و غریب فرانسوی در بازی برگشت به پاشنه آشیل بایرن مونیخ تبدیل میشود، قهقهه میزدند. آما آن شب در مونیخ ستاره فرانسوی که قرار بود همه کاره و عصای جادویی ونسان کمپانی برای عبور از سد پیاسجی باشد، به شکلی باورنکردنی در جریان بازی محو شد. اگر بایرنیها احساس میکنند مایکل اولیسه به آنها خیانت کرده نباید تعجب کرد. واقعا میتوانیم درکشان کنیم.
اولیسه در بازی رفت نشان داده بود چگونه میتواند با گامهای بلند و هوش سرشارش بین خطوط حریف آشوب به پا کند، اما در بازی برگشت او به یک مهره کاملاً قابل پیشبینی تبدیل شده بود. بایرن مونیخ که تمام طراحی حملاتش را بر پایه تواناییهای فردی او بنا کرده بود، مدام سعی داشت اولیسه را در موقعیتهای یک در مقابل یک قرار بدهد، اما انریکه و مدافعان پاریس، دست او و کمپانی را خیلی زود خواندند. هر چه زمان میگذشت، اولیسه در بنبست تاکتیکی حریف بیشتر غرق میشد و فضاهای خالی که او معمولاً با سرعتش اشغال میکرد، توسط مدافعان آماده پیاسجی به سرعت برق و باد پر میشد. هیچ فضای خالیای نبود که اولیسه بتواند راحت و آسوده در آن هنرنمایی کند.

اولیسه یکی از بیفروغترین نمایشهای خود را ارائه داد. او در نبردهای تن به تن بازنده بود، آن شادابی همیشگی در استارتهای انفجاری را نداشت، ارتباطش با هری کین و جمال موسیالا که معمولاً نقطه قوت بایرن در بازیهای بزرگ بود، کاملاً قطع شده بود. هیچ چیزی از او در زمین نمیدیدیم. زئیر امری که انریکه به اجبار و به دلیلی مصدومیت حکیمی در آن سمت دفاع کار گذاشته بود آنقدر جلوی اولیسهی کم فروغ درخشید که بعد از بازی خیلیها در شبکههای اجتماعی نوشتند: اولیسه امشب در جیب زئیر امری بود.
اگر به ما اطمینان ندارید، آمارها دروغ نمیگویند: درصد دریبلهای موفق او به شکل عجیبی سقوط کرده بود و تاثیرگذاری او در فاز تهاجمی بایرن تقریباً به صفر رسید. کمپانی با تغییرات تاکتیکی و آوردن مهرههای هجومی جدید سعی کرد فشار را از روی دوش اولیسه بردارد تا او کمی آزادتر بازی کند، اما جادوگر بایرن انگار چوبدستی جادویی اش را در پاریس جا گذاشته بود. در مونیخ خبری از چوب دست جادویی نبود.
سقوط آزاد گرانترین خرید تابستانی
مایکل اولیسه که با قراردادی حدود ۶۰ میلیون یورویی از کریستال پالاس به مونیخ آمد تا یاد و خاطره دوران درخشان زوجهای افسانهای مثل «روبری» (روبن و ریبری) را زنده کند، در این نیمهنهایی نشان داد که هنوز تا تبدیل شدن به یک لیدر تمامعیار در شبهای بزرگ راه درازی در پیش دارد. او که فصل را با آمار خیرهکننده در گلزنی و پاس گل شروع کرده بود و در بوندسلیگا به کابوس مدافعان تبدیل شده بود، در مقابل ساختار دفاعی منسجم لوئیس انریکه به کلی از کار افتاد.
اولیسه متولد فرانسه است و بعد از یک فصل درخشان دقیقا جلوی یک تیم از کشورش بدترین نمایش را داشت. اگر آلمانیهایی که بیشتر از بقیه به تئوریهای توطئه معتقدند بگویند او عمدا جلوی تیم فرانسوی بد بازی کرده، به نظرتان نمیشود کمی به آنها حق داد؟ به این دلیل است که در شبکههای اجتماعی آلمانی وقتی اسم مایکل اولیسه را سرچ میکنید صدها و هزاران پست میبینید که کلمه خائن و خیانت در آنها نوشته شده است.

بررسی آمارهای دقیق اولیسه در این مسابقه نشان میدهد که او بیش از ۱۵ بار توپ را در مناطق حساس از دست داد؛ آماری که برای بازیکنی در سطح او، آن هم در نیمهنهایی لیگ قهرمانان، واقعا فاجعه است. اولیسه که عادت داشت با نفوذ از جناح راست و کاتبکهای دقیق، هری کین را در موقعیت گلزنی قرار دهد، در این بازی حتی یک پاس کلیدی هم ارسال نکرد.
تاکتیک انریکه برای مهار الماس فرانسه
لوئیس انریکه که در بازی رفت به خوبی از نبوغ اولیسه آگاه شده بود، برای بازی برگشت یک تله دو لایه طراحی کرد. او با قرار دادن نونو مندس در کنار یک هافبک پوششی، و همزمان با استفاده از سرعت و قدرت بدنی تمام نشدنی زئیر امری جوان اجازه نداد اولیسه حتی یک بار هم در موقعیت دلخواهش یعنی استارتهای قطری به سمت داخل زمین قرار بگیرد. اولیسه که به نظر میرسید از نظر بدنی هم در افت به سر میبرد، نتوانست راه حلی برای عبور از این بنبست پیدا کند.
بعضی کارشناسان معتقدند فشار روانی این مسابقه برای ستارهای که اولین فصل حضورش در سطح اول اروپا را تجربه میکند، بیش از حد توانش بود. اولیسه در لیگ برتر انگلیس و در لباس کریستال پالاس، به عنوان یک استعداد درخشان شناخته میشد، اما بازی در نیمهنهایی چمپیونزلیگ زیر نگاه سنگین هواداران متعصب بایرن، حال و هوای متفاوتی دارد که به نظر میرسد این ستاره جوان برای عادت کردن به آن به زمان بیشتری نیاز دارد.

در کنفرانس خبری پس از بازی، خبرنگاران بارها درباره عملکرد اولیسه از کمپانی سوال کردند. سرمربی بلژیکی بایرن که همیشه حامی بازیکنانش بوده، سعی کرد از او دفاع کند، اما در کنار خط طولی زمین، هر وقت که اولیسه استارت میزد و ناموفق میشد چهره برافروخته کمپانی نشان میداد که او چقدر از دست شاگرد اول کلاسش ناامید است. کمپانی که خودش سابقه بازی در بالاترین سطح را دارد، به خوبی میدانست که وقتی یک ستاره در چنین سطحی اینطور «خاموش» میشود، کل سیستم تیم دچار اختلال خواهد شد.
با حذف بایرن و نمایش ناامیدکننده اولیسه، موجی از انتقادات در رسانههای آلمانی علیه او به راه افتاده است. نشریه بیلد در یادداشتی تند نوشت که بایرن برای بردن جامها، به بازیکنانی نیاز دارد که در شبهای سرد و برفی مونیخ هم گرم باشند، نه ستارههایی که در اولین سرمای جدی در یک مسابقه، یخ میزنند. اولیسه حالا باید راهی برای بازگشت به روزهای اوج پیدا کند؛ چرا که در مونیخ، فرصتها به سرعت برق و باد از دست میروند و هواداران بایرن ثابت کردهاند که به همان اندازه که در ستایش یک ستاره بخشنده و گشادهدست هستند، در نقد نمایشهای ضعیف هم بیرحمانه عمل میکنند.