
به گزارش ورزش سه، تقریبا همه علاقمندان به فوتبال که به سنی بالای ۲۰ سال دارند، به خاطر میآورند که فوتبال ایران در بحران انتخاب مربی پس از جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷ درگیر چه داستانهای عجیب و غریبی بود و چگونه تقلای برخی از اعضای هیئت رئیسه برای استخدام سرمربی موردعلاقه در نهایت به آنجا رسید که هدایت تیم ملی ایران به علی دایی برسد.
این جلد روزنامه دنیای فوتبال مربوط به ۱۸ سال پیش و بهمن ماهی است که کلمنته در معیت مهدی تاج (نایب رئیس فدراسیون) و ناصر شفق (عضو هیئت رئیسه) در یک ازدحام عجیب و غریب و باورنکردنی از پلههای برقی فرودگاه امام پایش را در تهران در شرایطی روی زمین گذاشت که ازدحام جمعیت میتوانست منجر به سرنگونی و ماندن او زیر دست و پا بشود.

کلمنته با سابقه هدایت تیم ملی اسپانیا به عنوان یک برگ برنده مورد مذاکره قرار گرفته و در آستانه توافق ۱.۸ میلیون دلاری با فدراسیون فوتبال بود، آن هم در شرایطی که نمیخواست حضور دائمی در تهران داشته باشد. این قرارداد گرانقیمت در شرایطی در مرز امضای طرفین بود که موضوع پروازی بودن نیز در آن لحاظ شده و کلمنته با خیال راحت و با کنترل از راه دور قصد هدایت تیم ملی و حضور در ایران تنها در اوقات فیفادی را داشت.

کلمنته قرار بود برای کمپین صعود ایران به جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی هدایت تیم ملی را در دست بگیرد، در حالی که با جو ایجاد شده از سوی رسانههای ورزشی، امیر قلعهنويی با وجود نتایج نسبتا خوب و حذف بدون شکست از جام ملتهای آسیا، دیگر برای ادامه کار مناسب تشخیص داده نشد تا با این اتلاف وقت طولانی و از دست دادن شاکلهای که سرمربی امروز تیم ملی ایران در دوره اول حضورش آن را ساخته بود، ایران در نهایت شانس حضور در جام جهانی را از دست بدهد؛ اشتباهاتی از سوی فدراسیونی که میشود سطح تصمیمگیریهای آنها را در همین متن پیشنویس قرارداد با خاویر کلمنته پیدا کرد، مربی اهل باسک که قرار بود در لحظه امضای قرارداد ۵۰۰ هزار دلار نقد از ایران دریافت کند.

کلمنته در بدو ورود به ایران از سوی ناصر شفق به عنوان سرمربی بعدی تیم ملی ایران به صورت قطعی لقب گرفته بود که البته این اتفاق رخ نداد و او با وجود حضور در تهران و بازدید از امکانات و تماشای مسابقات در نهایت در بازگشت به اسپانیا، دیگر به خاورمیانه بازنگشت.

بامزهترین حواشی این رفت و برگشت پرسروصدا که میتوانست سالی دو میلیون دلار برای فوتبال ایران آب بخورد، موضوع پله برقی، خنده مشهور ناصر شفق و چهره متعجب کلمنته در این هیاهوی باورنکردنی است. در حالی که مربی آن روزهای تیم ملی، منصور ابراهیمزاده هم کمی آن طرفتر زیر دست و پای علاقمندان و کسانی که برای دیدن کلمنته فرودگاه مهرآباد را شلوغ کرده بودند، مانده و روی زمین افتاده بود.