
به گزارش "ورزش سه"، روبرت لواندوفسکی وداعی را که شایستهاش بود تجربه کرد (با وجود اینکه گلی که در برابر بتیس دنبالش بود به دست نیامد). بهترین بازی او نبود، اما هم لازم هم نبود.
دیشب فقط جایگاه یک گلزن ستایش نمیشد؛ هواداران با فوتبالیستی نمونه خداحافظی کردند، ستارهای در داخل و خارج از زمین. در ساعات پیش از این مراسم کوچک جملهای شکل گرفت که بهخوبی خلاصه میکرد حضور این مهاجم لهستانی در بارسا چه معنایی داشته است: لوا با برچسب یک ستاره آمد و با مُهر یک اسطوره خواهد رفت.

هواداران، شیفته او
مراسم خداحافظی لواندوفسکی روی چمن اسپاتیفای نوکمپ ساده بود. خبری از آتشبازی یا نمایشهای پرزرقوبرق نبود. ساده، اما بسیار احساسی؛ از آن لحظههایی که واقعاً در خاطر میمانند.
وقتی آغوشهای صمیمانه با اشکهایی که آزادانه روی گونهها جاری میشوند همراه میشود، آنجاست که محبت و عشق واقعی آشکار میشود. همانطور که گاوی بارها و بارها به روبرت ابراز کرد. یا آنا، همسرش، وقتی همراه دو دخترشان وارد زمین شد و نتوانست اشکهایش را در این لحظات سخت خداحافظی پنهان کند.
خانواده لواندوفسکی از ابتدا تا انتها نمونهای واقعی بودهاند. چهار سال پیش به بارسلونا آمدند تا در بازگرداندن شکوه ازدسترفته باشگاهی که به یک قاتل واقعی در خط حمله نیاز داشت، مبارزه کنند. و لوا دقیقاً همان بود. جامها گواه آن هستند، اما مهمتر از آن رفتار و حرفهایگری اوست که باعث شد افسانهاش حتی بزرگتر شود.

و وقتی گذر زمان خودش را نشان داد و قرارداد چهار سالهاش به پایان رسید، روبرت این شجاعت را هم داشت که بپذیرد درخواست یک یا دو سال قرارداد بیشتر بهعنوان پاداش خدماتش منصفانه نیست؛ حتی به ذهنش هم خطور نکرد.
لواندوفسکی به بازی کردن و گل زدن ادامه خواهد داد، چه در عربستان و چه هر جای دیگر. اما همیشه یک «قبل» و «بعد» از انتقال او به بارسا وجود خواهد داشت. او گفت: «وقتی به بارسلونا آمدم میدانستم باشگاه بزرگی است، اما با محبت شما این چهار سال فوقالعاده بود. از همان روز اول در بارسلونا و در زمین احساس کردم در خانه هستم.»

در مراسم خداحافظی، البته لوح یادبود هم توسط رافا یوسته و خوان لاپورتا اهدا شد؛ لاپورتا که خودش هم بیش از یک بار اشک ریخت. تعداد بسیار کمی از هواداران پس از پایان بازی اسپاتیفای نوکمپ را ترک کردند. اکثریت در جای خود ماندند؛ میخواستند بت تازهشان را تشویق کنند، تعظیمهای او را ببینند و تماشاگر این باشند که همتیمیهایش بهطور بداهه او را روی دست بلند میکنند؛ یکی دیگر از آن حرکتهایی که از دل برمیآید.
در پایان، در تونل تشریفاتی منتهی به رختکن، جزئیات دیگری هم بود که قلب لوا را ربود: هیاهو، شوخیها و ضربههای دوستانه و آن حس خاص که به او میفهماند یکی از اعضای این خانه است. نه یک خرید ستارهای یا یک بازیکن خارجی؛ فقط یکی از خودشان.
لواندوفسکی بهشدت احساساتی شده بود و باز هم نتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد. پیش از آنکه به سمت سکوها برود، خوان لاپورتا که او هم اشک میریخت، یک نشان باشگاه را بهعنوان هدیه به او داد.

لواندوفسکی گفت:«خیلی ممنون که امروز آمدید. امروز روزی بسیار احساسی است. لحظهای فوقالعاده و در عین حال بسیار سخت. وقتی به اینجا آمدم، میدانستم این باشگاه بزرگ است، اما محبت شما باورنکردنی بود. از همان روز اول، در بارسلونا و در این ورزشگاه احساس خانه بودن داشتم.»
او ادامه داد:«از همتیمیهایم، مربیان و تمام کارکنان باشگاه تشکر میکنم. افتخار بزرگی بود که برای این باشگاه بازی کردم. در این چهار سال لحظات فوقالعادهای را تجربه کردیم. به کاری که با هم انجام دادیم افتخار میکنم. امروز خداحافظی میکنم، اما همیشه شما را در قلبم نگه میدارم. خیلی ممنون. زنده باد بارسا و زنده باد کاتالونیا.»
لواندوفسکی که همسر و دخترانش هم در زمین کنارش بودند، بنری که هواداران برای او به اهتزاز درآوردند را تماشا کرد. روی این بنر نوشته شده بود:«روبرت، همهچیز با تو شروع شد.»