
به گزارش ورزش سه، در مورد محمد صلاح یک سوءبرداشت وجود دارد؛ سوءبرداشتی که نه فقط به خاطر تواناییهای فوتبالی او، بلکه به دلیل جایگاه و سابقهاش شکل گرفته و این تصور را به وجود آورده که تیمها باید کاملاً حول محور او ساخته شوند.
دیدار مصر با بلژیک در جام جهانی مصادف با سیوچهارمین سالروز تولد صلاح بود و واضح است که او دیگر آن سرعت انفجاری سابق را ندارد؛ همان سرعتی که زمانی او را به یکی از ترسناکترین مهاجمان جهان تبدیل کرده بود.
با این حال، از بعضی جهات چیز زیادی تغییر نکرده است. شاید صلاح بیش از گذشته به بازیکنی تبدیل شده باشد که منتظر «لحظه مناسب» میماند تا ضربهاش را بزند، اما چه نسخه جوانتر او و چه نسخه امروزی، هر دو نیاز داشتهاند که شرایط اطرافشان درست کار کند تا بهترین عملکردشان را ارائه دهند.
او ممکن است به بازیکنی مثل ترنت الکساندر-آرنولد نیاز داشته باشد؛ همبازی هشتسالهاش در لیورپول که با پاسهای سریع و دقیق از پشت سر او را تغذیه میکرد. همچنین شاید به بازیکنی مانند روبرتو فیرمینو احتیاج داشته باشد که مدام در اطرافش حرکت کند و یا هافبکهای پرتحرکی که با دوندگی خود فضا ایجاد کنند تا صلاح بتواند کشنده ظاهر شود.

به همین ترتیب، در تیم ملی مصر نیز او نیاز دارد امام عاشور در بهترین سطح خود باشد، مروان عطیه کنارش جنگندگی و تحرک داشته باشد و محمد هانی از پست دفاع راست به جلو اضافه شود.
واقعیت این است که صلاح میتواند به دیگران کمک کند تا بفهمند برای تبدیل شدن به یک فوتبالیست تراز اول چه چیزهایی لازم است، اما وقتی بازی آغاز میشود نمیتواند همه کارها را به تنهایی انجام دهد. او به کمک نیاز دارد؛ همانطور که همیشه نیاز داشته است.
با وجود اینکه به خاطر افتخارات و آمار فوقالعادهاش معمولاً از همه بازیکنان حاضر در زمین برجستهتر به نظر میرسد، داستان موفقیت او هرگز فقط درباره خودش نبوده است. و این انتقاد نیست؛ زیرا بدون صلاح، هواداران لیورپول در آنفیلد هرگز رؤیای دستیابی به موفقیتهای به ظاهر غیرممکن را نمیدیدند. همچنین بدون او، قاهره به جشن و شادی نمینشست و مصر پس از سال ۱۹۹۰ دوباره به جام جهانی راه پیدا نمیکرد.
دو برداشت نادرست درباره او شکل گرفته است: نخست اینکه او به تنهایی تیمها را روی دوش میکشد، دوم اینکه گاهی تیمها مجبورند او را حمل کنند، چون در کارهای دفاعی مشارکت چندانی ندارد. حقیقت این است که بخشی از هر دو ادعا درست و بخشی از آنها اشتباه است.

گفتوگوها درباره لیونل مسی نیز تا سال ۲۰۲۲ مشابه بود؛ زمانی که او به عنوان کاپیتان آرژانتین جام جهانی را بالای سر برد. آن قهرمانی در پنجمین تلاش او برای فتح این رقابتها به دست آمد. مسی احتمالاً بهترین فوتبالیست تاریخ است، اما تا زمانی که آرژانتین ساختار مناسبی ایجاد نکرد و همتیمیهای مناسبی در کنارش قرار نگرفتند، او هم موفق به فتح جام جهانی نشد. این داستان یک یادآوری مهم است: حتی مسی هم به کمک نیاز دارد.
شاید صرفاً یک اتفاق باشد، اما مسی در جام جهانی قطر به عنوان مهاجم آزاد در سیستمی که آرژانتین با آرایش ۴-۴-۲ به کمال رسانده بود، شکوفا شد. در سیاتل مقابل بلژیک نیز مصر هنگام مالکیت توپ ساختاری مشابه داشت؛ جایی که صلاح در کنار عمر مرموش در خط حمله بازی میکرد، نه در جناح راست؛ پستی که نزدیک به یک دهه در باشگاه و تیم ملی در آن حضور داشته است.
صلاح فصل گذشته در بسیاری از مسابقات لیورپول در حاشیه بازی قرار داشت. او شاید استدلال کند که تغییرات گسترده اطرافش در این موضوع نقش داشتهاند؛ بازیکنان پشت سرش، بازیکنان داخل زمین و همچنین بازیکنانی که وظیفه دوندگی و ایجاد فضا را بر عهده داشتند و در برخی موارد موفق نبودند. هماهنگیهای قبلی دیگر وجود نداشت و در همین حال، برنامه هجومی تیم بیشتر حول محور فلوریان ویرتس متمرکز شد؛ تصمیمی که نتیجه مطلوبی نداشت.

تمام این عوامل باعث شده بود محمد صلاح در مقاطعی منزوی و جدا از جریان بازی به نظر برسد. با توجه به مصدومیت برخی بازیکنان، به نظر میرسید استفاده از او به عنوان مهاجم مرکزی تصمیمی بدیهی باشد، اما آرنه اشلوت نظر دیگری داشت. با این حال، در سیاتل، حسام حسن با تغییر جای سه بازیکن از جمله صلاح، غافلگیری تاکتیکی جالبی رقم زد.
این مسابقه از آن بازیهایی نبود که یک تیم مالکیت را به حریف واگذار کند و صرفاً روی ضدحمله حساب باز کند. آمار مالکیت توپ تقریباً برابر بود، اما صلاح در هر دو فاز بازی مسئولیت داشت، چراکه هنگام حملات بلژیک به نقش شماره ۱۰ بازمیگشت. مشخص بود که حسام حسن وظایف دفاعی مشخصی برای او در نظر گرفته است.
تماشای صلاح در این لحظات جالب بود. او به معنای سنتی عقب نمیکشید تا روی توپ فشار بیاورد، بلکه فضای بین دو هافبک دفاعی بلژیک را اشغال میکرد و آنها را وادار میکرد دائماً مراقب اتفاقات پشت سرشان باشند.
درباره این حرکت ساده حرفهای زیادی میتوان زد؛ حرکتی که در آمار خام و دادههایی که این روزها مبنای قضاوت عملکرد بازیکنان قرار گرفتهاند دیده نمیشود. اما وقتی آمادو اونانا و یوری تیلمانس دائماً مجبور بودند پشت سر خود را نگاه کنند، هافبکهای جنگنده مصر فضای بیشتری پیدا میکردند و این به تیم اجازه میداد حملاتش را بهتر پیش ببرد.
از نظر ساختاری، صلاح به مصر کمک بزرگی کرد. در بیست دقیقه نخست، تهدید او باعث شد تیموتی کاستانیه یک کارت زرد دریافت کند و همچنین صلاح پاس گل نخست مصر در این جام جهانی را بدهد. امام عاشور، زننده گل، از سمت چپ به داخل زد و با ضربهای تماشایی دروازه را باز کرد؛ ضربهای که باید فوقالعاده میبود، چون تیبو کورتوا درون دروازه ایستاده بود.
کورتوا حالا شاید تنها بازیکن واقعاً کلاس جهانی بلژیک باشد، اما بلژیک همچنان چند بازیکن باتجربه دارد که مانند صلاح فوتبال را بهخوبی میفهمند. گل تساوی آنها با گل به خودی محمد هانی به دست آمد؛ مدافعی که تلاش میکرد مانع از آن شود که روملو لوکاکو، در ۳۳ سالگی، تنها چند ثانیه پس از ورودش به زمین، ارسال را وارد دروازه کند.
مصر نتوانست به نخستین پیروزی تاریخ خود در جام جهانی برسد، اما به نظر میرسید حسام حسن از این نتیجه ناراضی نیست، چراکه دیدارهای مقابل نیوزیلند و ایران هنوز در پیش بود. یک امتیاز برای او قابل قبول به نظر میرسید و به همین دلیل صلاح ۱۵ دقیقه مانده به پایان مسابقه تعویض شد.
صلاح در دوران حضورش در لیورپول بهخاطر ناراحتی از تعویض شدن شهرت داشت، اما جالب اینجاست که او به برخی همتیمیهایش در باشگاهی که در آن به یک اسطوره تبدیل شد گفته بود چندان از زندگی و بازی کردن در هوای گرم لذت نمیبرد، چون گرما انرژی او را میگیرد.
در سیاتل، دمای هوا در اوایل بعدازظهر به حدود ۳۲ درجه سانتیگراد رسیده بود. با توجه به اینکه بازی از ظهر آغاز شده بود و صلاح انرژی زیادی صرف کرده بود، منطقی به نظر میرسید که مصر برای حفظ نتیجه از بازیکنان تازهنفس استفاده کند.
برای حسام حسن خوشبختانه این تصمیم جواب داد. همچنین معنادار بود که او پس از بازی به طور ویژه از عمر مرموش و محمد صلاح نام برد و گفت آنها "تمام توان خود را برای تیم گذاشتند."