
به گزارش ورزش سه، چند روز پیش بود که میرچا لوچسکو، مردی که با ۸۰ سال سن همچنان نماد هوش و ذکاوت مربیگری در فوتبال اروپا محسوب میشد، در میانه صحبت با شاگردانش ناگهان از حال رفت و در میان فریادهای وحشتزده کادر فنی، با آمبولانس به بیمارستان منتقل شد. این اتفاق که روز یکشنبه قلب فوتبالدوستان رومانی را به درد آورد، در نهایت منجر به اتخاذ سختترین تصمیم زندگی حرفهای او شد؛ وداع با رویایی که برای صعود به جام جهانی در سر داشت.
بحران جسمانی لوچسکو درست در زمانی رخ داد که او تحت شدیدترین فشارهای روانی ممکن بود. تنها چند روز پیش از این حادثه، رومانی در یک ماراتن نفسگیر در پلیآف جام جهانی ۲۰۲۶، با گل دقیقهنودی مقابل ترکیه شکست خورد تا رویای حضور در بزرگترین آوردگاه جهانی برای سهرنگها نقش بر آب شود. این شکست کمرشکن برای مربی کهنهکاری که تمام زندگیاش را در زمین فوتبال گذرانده بود، باری سنگینتر از توان قلب هشتاد سالهاش داشت.
دقایقی پیش با اعلام رسمی استعفای او، دورانی که با امیدهای فراوان آغاز شده بود، با طعم گس خون و بخش مراقبتهای ویژه به پایان رسید.

لوچسکو در جریان جلسه تمرینی پیش از بازی با اسلواکی، ناگهان مقابل چشمان بهتزده شاگردانش از هوش رفت تا یکی از ترسناکترین لحظات تاریخ ورزش این کشور رقم بخورد. گزارشهای رسیده از بخارست حاکی از آن است که وضعیت لوچسکو به شدت بحرانی بوده و او در پی یک حمله تاکیکاردی بطنی، عملاً با مرگ دست و پنجه نرم کرده است. آندری ووچین، مشاور فدراسیون فوتبال رومانی، با تایید وخامت اوضاع فاش کرد که بازیکنان تیم از دیدن صحنه احیای مربی بزرگ خود دچار شوک عصبی شدهاند؛ چرا که عملیات احیا و تنفس دهانبهدهان توسط پزشک تیم، سه تا چهار بار تکرار شد تا سرانجام پس از دقایقی نفسگیر، نبض لوچسکو دوباره شروع به زدن کند.
پزشکان بیمارستان اورژانس دانشگاه بخارست پس از انجام آنژیوگرافی کرونری، به این نتیجه رسیدند که قلب لوچسکو نیازی به استنتگذاری جدید ندارد، اما برای جلوگیری از تکرار این سناریوی وحشتناک، تصمیم به کاشت دستگاه دفیبریلاتور (شوکدهنده هوشمند قلبی) در بدن او گرفتند. این جراحی حساس صبح سهشنبه انجام شد تا اختلالات ریتم قلب این مربی ۸۰ ساله برای همیشه تحت کنترل قرار بگیرد. لوچسکو که سابقه مشکلات قلبی از دوران حضورش در برشا را نیز در کارنامه دارد، حالا باید حداقل تا پایان هفته تحت مراقبتهای ویژه بماند و رویای همراهی تیمش در براتیسلاوا را به فراموشی بسپارد.

حیرتانگیز اما روحیه شکستناپذیر این مربی بزرگ است؛ لوچسکو حتی روی تخت بیمارستان و در حالی که فاصله چندانی با مرگ نداشت، دست از تحلیلهای فنی بر نداشته است. او در گفتگویی ۱۵ دقیقهای از داخل بیمارستان، در حالی که سعی داشت شدت حادثه را کمتر از آنچه بود جلوه دهد، ۷۰ درصد زمان صحبتهایش را به آنالیز شکست مقابل ترکیه اختصاص داد. پیرمرد با همان لحن قاطع همیشگی، از اشتباهات تاکتیکی شاگردانش در آن مسابقه گلایه کرد و مدعی شد که ترکیه هیچ برتری خاصی نسبت به آنها نداشته است. او حتی در این وضعیت وخیم جسمانی، از اینکه فیفا اجازه لغو بازی دوستانه با اسلواکی را نداده، ابراز تعجب کرد و با حسرت گفت که ایکاش میتوانست در کنار «بچههایش» باشد.
در حالی که لوچسکو در قرنطینه کامل پزشکی به سر میبرد، خبرها حاکی از آن است که این سومین بار در طول دوران حرفهای اوست که قلبش در جریان تمرینات یا مسابقات با مشکل جدی روبرو میشود. او پیش از این در ایتالیا و اواخر سال گذشته میلادی نیز با فیبریلاسیون قلبی دست و پنجه نرم کرده بود، اما این بار ماجرا به قدری جدی بود که اگر دخالت سریع دکتر استاماتسکو و فیزیوتراپ تیم نبود، شاید فوتبال دنیا یکی از بزرگترین تئوریسینهای خود را از دست میداد.
* ورود گئورگی هاجی
اما در حالی که لوچسکو روی تخت بیمارستان برای بازیابی سلامتیاش میجنگد، فضای فوتبال در بخارست به سرعت تغییر کرده است. سوال بزرگ این بود: چه کسی جرات دارد میراث این پیرمرد را در دست بگیرد؟ پاسخ تنها یک کلمه بود: «پادشاه». گئورگی هاجی، اسطوره بیتکرار و مردی که فوتبال رومانی با نام او در دنیا شناخته میشود، جدیترین و تنها گزینه محبوب برای نشستن روی این نیمکت داغ است. هاجی که در کشورش با شانی فراتر از یک قهرمان ملی ستایش میشود، حالا در آستانه بازگشتی تاریخی قرار دارد.
گزارشها حاکی از آن است که هاجی از همین ماه ژوئن کار خود را آغاز خواهد کرد. او که پیش از این با فروش سهام خود در باشگاه فارول کنستانتا، به نوعی چراغ سبز را برای بازگشت به عرصه ملی نشان داده بود، باید تیمی را تحویل بگیرد که از نظر روحی و روانی ویران شده است. در غیاب لوچسکو، جری گانه، دستیار وفادار او، هدایت موقت تیم را در بازی دوستانه مقابل اسلواکی بر عهده خواهد داشت، اما همه میدانند که این تنها یک آرامبخش موقت پیش از طلوع دوباره هاجی است.
این دومین بار است که هاجی بر نیمکت سرمربیگری تیم ملی تکیه میزند. اولین تجربه او در سال ۲۰۰۲ با یک تراژدی ورزشی و عدم صعود به جام جهانی پس از شکست مقابل اسلوونی به پایان رسید؛ زخمی که هنوز بر پیکره فوتبال رومانی باقی مانده است. اما هاجیِ سال ۲۰۲۶، دیگر آن مربی کمتجربه سابق نیست. او با کولهباری از تجربه در باشگاههای بزرگی چون گالاتاسرای و ساختن یک امپراتوری در فوتبال پایه رومانی، آماده است تا انتقام آن شکست قدیمی را از سرنوشت بگیرد.

ماموریتی که پیش روی هاجی قرار دارد، فراتر از یک چالش ساده است. رومانی در لیگ ملتهای اروپا در گروهی قرار گرفته که بیشتر به یک میدان جنگ شباهت دارد. نبرد با لهستان، سوئد و بوسنی در لیگ B، آزمونی سخت برای عیار مربیگری او خواهد بود. هر امتیاز در این رقابتها، حکم مرگ و زندگی را برای سیدبندی مقدماتی یورو ۲۰۲۸ دارد و هاجی میداند که هواداران رومانی، هیچ بهانهای برای ناکامی دوباره نمیپذیرند.
دنیای فوتبال با یک چشم نگران وضعیت سلامتی لوچسکوی بزرگ است و با چشم دیگر، منتظر اولین گامهای هاجی در جاده دشوار بازسازی. آیا هاجی میتواند ویرانهای که از صعود بازمانده را به گلستانی برای یورو ۲۰۲۸ تبدیل کند؟ یا سایه سنگین لوچسکو همچنان بر سر این تیم سنگینی خواهد کرد؟