
به گزارش "ورزش سه"، سرنوشتی تقریبا مشابه با علیرضا بیرانوند در زمان انتقال از پرسپولیس به تراکتور و حواشی پرشمار از سوی هواداران برای او در بازی رودرروی دو تیم طی دو فصل اخیر، برای گلر اول تیم ملی ترکیه اتفاق افتاد؛ آن هم بلافاصله پس از نقش تعیین کنندهاش در صعود به جام جهانی 2026.
اوغورجان چاکیر پس از عملکرد درخشان در دو مسابقه سرنوشتساز تیم ملی ترکیه در فیفادی اخیر و دو بازی از مرحله پلیآف جام جهانی که دو کلینشیت پیاپی در دو بازی مقابل رومانی و کوزوو داشت، تصور نمیکرد با حاشیه بزرگی مواجه شود، اما هوادارانِ باشگاه سابق (ترابزون اسپور)، بدون توجه به گلر شماره یک ملی، به شدت علیه او موضعگیری کردند و نگذاشتند تمرکز لازم را در بازی داشته باشد.
چاکیر چهار شب پس از نقش تعیین کننده در جریان پیروزی یک بر صفر تیم ملی ترکیه مقابل کوزوو و صعودشان به جام جهانی 2026، شاید انتظار نداشت در بازگشت به خانهی قبلی تا این اندازه مورد هجوم قرار بگیرد، اما هواداران ترابزون فراتر از تصور او ظاهر شدند و آنقدر از انتقال او به گالا عصبانی بودند که بدون در نظر گرفتن افتخارآفرینیِ ملی، از لحظهی ورود به زمین شعارهایی علیه این گلر سر دادند؛ درست مثل اتفاقی که برای بیرانوند در دیدار تراکتور با پرسپولیس رخ داد و بلافاصله با حضور این گلر در زمین، روی سرش دلار ریختند و علیه او شعار دادند.


بازگشت اوغورجان چاکیر به ترابزون، اینبار در قامت دروازهبان گالاتاسرای، به یکی از ملتهبترین روایتهای فصل فوتبال ترکیه تبدیل شد؛ تقابلی که از چند روز قبل از مسابقه آغاز شد و تا پس از سوت پایان، در دیدار شنبه شب گذشته هم ادامه داشت.
چاکیر که سالها کاپیتان و چهره نمادین ترابزون اسپور بود و گلر اول تیم ملی ترکیه نیز به حساب میآید، در تابستان 2025 با انتقالی پرحاشیه به ارزش 27/5 میلیون یورو راهی گالاتاسرای شد؛ انتقالی که برای بخش قابل توجهی از هواداران ترابزون، فراتر از یک تصمیم حرفهای تعبیر شد.
این دروازهبان که از ردههای پایه ترابزون بالا آمد و پس از دو سال حضور در تیم جوانان، در سال 2014 به رده بزرگسالان اضافه شد، پس از حدود 12 سال تصمیم به جدایی و حضور در گالا گرفت؛ انتقالی که جایگاهش در ترکیب تیم ملی را هم تثبیت کرد و به سودش شد، اما برای تماشاگران ترابزون غیرقابل هضم بود.

همین پیشزمینه موجب شد از روزهای منتهی به مسابقه اخیر دو باشگاه، فضای شهر ترابزون و اطراف تیم گالاتاسرای متشنج شود؛ تا جایی که گزارشهایی از توهین به کاروان تیم و حتی ایجاد مزاحمت برای خانواده این دروازهبان منتشر شد و همسر چاکیر نیز با انتشار یک استوری، از حجم بالای پیامهای توهینآمیز در اینستاگرام ابراز ناراحتی کرد و نوشت: «پیامهای باورنکردنی دریافت میکنم، اما این دیگر آخر خط است. خیلی غمانگیز است که یک زن این حرف را به زن دیگری بزند.»
فضای اعتراض از چند روز قبل از مسابقه آغاز شده بود و در شهر ترابزون، هواداران بنرها و پخش تصاویر توهینآمیز علیه چاکیر و باشگاه گالاتاسرای به نمایش گذاشتند که در یکی از اقدامات جنجالی، یک مانکن همراه با بنرهایی با شعارهای «ترابزون خائن را فراموش نمیکند» و «گردن خائن قطع خواهد شد» روی یک پل هوایی نصب شد.
در چنین فضایی، ورود چاکیر به زمین برای گرم کردن در ورزشگاه پاپارا پاراک با سوتهای ممتد و واکنشهای تند همراه شد؛ روندی که در طول مسابقه هم ادامه داشت و هر بار لمس توپ توسط او با اعتراض سکوها مواجه میشد. مجموعهی این واکنشها، همراه با پخش شعارها و برنامههای اعتراضی در استادیوم، نشان میداد که این فضا از قبل شکل گرفته و صرفا یک واکنش لحظهای نیست.
هنگام گرم کردن چاکیر، سوتها و هو کردنهای ممتد از سکوها شنیده شد و هواداران اسکناسهایی با تصویر چاکیر را بهعنوان نماد اعتراض به انتقالش از ترابزون به گالاتاسرای در زمین پخش کردند.
پیش از بازی نیز یک تیفو جذاب با تصویر یک شیر و محاصره در میان دلار از سوی تماشاگران به اجرا درآمد؛ با شعار «نبرد کار علیه پول» که علیه باشگاه و انتقال چاکیر بود و در ادامه وقتی هواداران ترابزون اسپور، آهنگ «Katula Katula» از داوود گولاوغلو را در بلندگوهای ورزشگاه پخش کردند (آهنگی که مضمون آن طنزآمیز و کنایه به یک مرد واقعی است)، جو و فضای اعتراضی بیشتری نسبت به قبل علیه اوغورجان چاکیر شدت گرفت و با سوتها و هو کردنها، فشار را برای گلر سابق افزایش دادند.

تنشها فقط متوجه چاکیر نبود و کل کاروان گالاتاسرای تحت فشار قرار داشت. گونای گوونچ، دروازهبان دوم و با تجربه این تیم هم که روی نیمکت نشسته بود، پس از بازی با لحنی کمسابقه به اتفاقات واکنش نشان داد. او با اشاره به شرایط روزهای قبل و تنش در هتل محل اقامتشان گفت آنچه علیه تیم آنها، چاکیر و خانوادهاش رخ داده، قابل قبول نیست و تاکید کرد فوتبال نباید به چنین فضایی کشیده شود.
گوونچ با لحنی انتقادیتر یادآور شد در هفتهای که احساسات ملی در کشور (بهخاطر صعود به جام جهانی در حضور ثابت چاکیر) پررنگ بوده، چنین رفتارهایی تناقضآمیز است و به فوتبال ترکیه آسیب میزند. او حتی در ادامه تاکید کرد که این اتفاقات در ذهن گالاتاسرای باقی خواهد ماند و پاسخ آن را در ادامه مسیر فصل با قهرمانی خواهند داد.

در سطح مدیریتی نیز واکنشها تند بود؛ متین اوزتورک، معاون گالاتاسرای پس از شکست، با انتقاد مستقیم از باشگاه میزبان گفت: «مدیریت ترابزون اسپور یک کمپین بیمعنی و بیارزش برای بدنام کردن او به راه انداخته است. آنها علیه بازیکنی که ابتدای فصل به تیم ما آمد، کمپینهای بدنامسازی راه انداختند. اوغورجان به گونهای مورد توهین قرار گرفت که (انتقالش) هیچ ارتباطی به هواداران ترابزون اسپور ندارد. بدون اوغورجان، تیم ملی نمیتوانست تابستان امسال به آمریکا برود! هیچکس این را فراموش نکند!»
معاون باشگاه گالا با عصبانیت از این اتفاق ادامه داد: «این رفتار زشت از مدیریت ترابزون اسپور بعید است! حتی یک نفر هم به استقبال ما نیامد، حتی یک نفر هم ما را بدرقه نکرد! شرم بر آنها! اگر از امتیازاتی که کسب کردهاند راضی هستند، بگذارید باشند! از وقتی رسیدیم به ما فحش دادند! مسابقه تمام شد، کسی در ورزشگاه نبود و آنها همچنان فحش میدادند! بر شرکت پخش کننده صدا هم شرمباد! آنها فحشها را بدون قطع صدا پخش کردند!»
نکته قابل توجه اینجاست که تمام این اتفاقات در فاصلهای بسیار کوتاه پس از یک لحظه کاملا متفاوت برای چاکیر رخ داد؛ جایی که او تنها یک روز قبل از مسابقه (دیروز یکشنبه)، تولد 30 سالگیاش را در تمرین گالاتاسرای جشن گرفت و بدون توجه به حواشی و شاید اظهار نظری کنایهآمیز بهطور غیر مستقیم گفت: «اول از همه، از همه تشکر میکنم. از اینکه عضوی از این تیم هستم، افتخار میکنم و خوشحالم. امیدوارم در پایان فصل به تمام اهدافمان دست یابیم.» که تضاد این دو اتفاق با جشن تولد در فضای آرام تمرین و بازگشت از ترابزون در فضایی کاملا متشنج، شاید بهترین توصیف از شرایط فعلی او باشد.
بازگشت چاکیر به خانه سابق، نه یک دیدار احساسی بلکه یک رویارویی پرتنش بود و البته در نمایش فنی او هم تاثیر منفی گذاشت، چراکه این دروازهبان پس از دو کلینشیت برای تیم ملی ترکیه، نتوانست نمایش همیشگی را مقابل ترابزون اسپور داشته باشد و در دیداری که فقط یک سیو انجام داد، با نتیجه دو بر یک شکست خوردند تا حالا فنرباغچه و ترابزون را با یک امتیاز کمتر، پشت سرشان ببینند و شاید قهرمانیشان هم به خطر بیفتد.