کد: 236050822 اردیبهشت 1405 ساعت 22:1623.7K بازدید

خبرنگار ABC پیدا شد، متن کامل مقاله‌اش را بخوانید

پرز به من فحش داد: شما قضاوت کنید!

خبرنگار زن ABC که پرز در نشست عجیب امروز خود گفت از فوتبال چیزی نمی‌فهمد خودش را معرفی کرد و مقابله معروف را بازنشر کرد.
پرز به من فحش داد: شما قضاوت کنید!

به گزارش ورزش سه، نشست طوفانی و باورنکردنی فلورنتینو پرز همه را شوکه کرده است. رئیس عصبانی رئال بارها و بارها به رسانه‌ها حمله کرد ولی در یکی از اپیزودهای جنجالی نشست خود به شدت به یکی از خبرنگاران روزنامه ای‌بی‌سی حمله کرد و مدعی شد که او هیچ درکی از دنیای فوتبال ندارد.

دقایقی پیش این خبرنگار زن پیدا شد. ماریاخو فوئنته‌آلامو، خبرنگار این رسانه، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) مسئولیت آن نوشته‌ها را بر عهده گرفته است و گفت فرد مد نظر پرز، او بوده است. این خبرنگار زن با بازنشر ستون یادداشت خود نوشت: «آن خبرنگار ای‌بی‌سی که فلورنتینو به او اشاره می‌کند، من هستم. این یادداشت من است؛ خودتان قضاوت کنید».

2450141

در ادامه متن کامل یادداشت این خبرنگار که خشم رئیس رئال مادرید را برانگیخت، را با هم می‌خوانیم. به نظر شما مقاله این خبرنگار منصفانه و درست است یا پرز بی‌دلیل از دست او خشمگین بوده است:

رئال مادرید و ناشنواییِ ساختگی

بزرگی بر روی صخره‌های سخت بنا می‌شود. یک تیم زمانی بزرگ است که لحظات دشوار را با وقار و سربلندی پشت سر بگذارد. کاری که سپیدپوشان در این فصل موفق به انجامش نشدند.
 

دوستان مادریدیستیای من می‌گویند دغدغه بعدی آن‌ها، میزان دسی‌بل سوت‌های اعتراضی هواداران در بازی بعدی برنابئو است. فوتبال همین است، اما من به یاد جمله‌ای از آر. ال. استیونسون می‌افتم: «زمانی که کمتر از هر وقت دیگری سزاوارش هستم دوستم داشته باش، چون آن وقت است که بیش از هر وقت دیگری به آن نیاز دارم». نباید هیچ‌وقت بازنده را تنها گذاشت، چون برنده همه‌چیز دارد؛ اما برای مغلوب، جز گرمای وجود نزدیکانش چه باقی می‌ماند؟ با این حال، من هم مثل مادریدیستاها تردید دارم که آیا باشگاهی مثل رئال مادرید در این لحظات، مستحق محبت آن‌ها هست یا نه.

 

انریکه آرنالدو در کتاب «ورزش در ادبیات» یادآوری می‌کند که تعلق داشتن به یک تیم، شاید از معدود چیزهای «تغییرناپذیر و ماندگار» در این جهان باشد. پیراهن تیم مثل رای دادن عوض نمی‌شود. مثل مد هم تغییر نمی‌کند. به همین دلیل، در عمق وجود یک مادریدیستا، او نمی‌تواند از دوست داشتن این رئال مادرید دست بکشد؛ مادریدی که با بحران سه‌گانه روبرو است: بحران نتایج، بحران وجهه عمومی و بحران مدیریت ورزشگاه. هر سه این‌ها در یک کلمه خلاصه می‌شوند: فقدان روحیه و اخلاق ورزشی. یعنی احترام به قوانین، احترام به خودی و احترام به رقیب. چرا که رئال مادرید تنها به اعضای خود که آن را سرپا نگه داشته‌اند، یا به هوادارانی که تیم را تشویق می‌کنند، احترام بدهکار نیست. رئال مادرید به جامعه‌ای که نظاره‌گر آن است احترام بدهکار است، چرا که همان طور که آرنالدو یادآوری می‌کند، ورزشکاران قهرمانان زمانه ما هستند. چه خوشمان بیاید و چه نیاید. در آرایشگاه‌ها مدل موی آن‌ها را می‌خواهند، در اسپاتیفای لیست‌های موسیقی آن‌ها شنیده می‌شود و در حیاط مدرسه‌ها، بچه‌ها آرزو دارند مثل آن‌ها باشند. این ذره‌بین اجتماعی برای «بهترین باشگاه جهان» چیز جدیدی نیست. بحث خفه کردن مادرید با مسائل اخلاقی هم نیست، اما بزرگی بر روی صخره‌ها ساخته می‌شود. یک تیم بزرگ است چون لحظات سخت را با عزت نفس طی می‌کند. کاری که مادریدی‌ها در این فصل بلد نبودند انجام دهند. اگر دهه‌ها پیش مشکل، خشونت مقابل درهای استادیوم بود، غیرقابل بخشش است که امروز در باشگاهی به عظمت کهکشانی‌ها، این خشونت به داخل رختکن نفوذ کرده باشد.
 

2450142

باشگاهی که ورزشگاهش قادر است در مواقع اضطراری هزاران نفر را در عرض چند دقیقه تخلیه کند، باید همان طرح پیشگیرانه را برای سایر خطرات هم داشته باشد.
 

در حالی که من این سطرها را می‌نویسم و شما آن‌ها را می‌خوانید، اگر روز مسابقه نباشد، صدها نفر از گوشه و کنار سیاره در بخش‌های بازدید عمومی ورزشگاه قدم می‌زنند. در بسیاری از موارد، آن‌ها در حال تحقق بخشیدن به رویای خود برای پا گذاشتن به برنابئو هستند؛ جایی که بعد از موزه‌های بزرگ، پربازدیدترین جاذبه مادرید است.
 

نمی‌دانم آیا باید بازیکنان یا کادر فنی را به عنوان راهنمای این بازدیدها گذاشت تا آن اشتیاق را لمس کنند و واقعاً مسئولیتی را که بر دوش دارند حس کنند؟ مسئولیتی که فقط گل زدن و بردن جام نیست. شاید لازم باشد برخی از آن‌ها را، همان‌طور که سانتیاگو برنابئو انجام می‌داد، به کندن زمین، هرس کردن و چیدن شاخه‌های مو در مزرعه محل تولدش برد. تا روی زمینِ واقعی پا بگذارند. تا کاری انجام بدهند که واقعاً ارزش داشته باشد.
 

البته که بردن همان چیزی است که تیم‌ها را بزرگ می‌کند، گل‌ها وسیله و ابزار رسیدن به افتخار هستند، اما پیروزی فقط به معنای غلبه بر حریف نیست. می‌توان لالیگا را باخت اما سر را بالا نگه داشت.
 

غم‌انگیزترین تصویر ورزشی زمانه ما، تصویر بازیکنی است که از مقابل صفی از کودکان که متقاضی عکس هستند رد می‌شود و با هدفونی بر گوش، طوری رفتار می‌کند که انگار نه می‌شنود و نه می‌بیند. گفته می‌شود بسیاری از آن‌ها اصلاً به چیزی گوش نمی‌دهند. امروز رئال مادرید شبیه به همین تصویر است. غولی که در برابر سوت‌های اعتراضی هواداران خودی و در برابر بقیه، خودش را به کر بودن زده است. یک کریِ ساختگی که پژواک آن در کل جامعه می‌پیچد.

تازه‌ترین اخبار ورزشی ایران و جهان دراپلیکیشن ورزش سه
دانلود
33اشتراک گذاریگزارش خطا

زنده پیشنهادی

آخرین اخبار