
به گزارش ورزش سه به نقل از ایرنا، هگست بر اساس یک فلسفه بنیادی مبنی بر این عمل میکند که «زیباترین حالتی که یک مرد میتواند به آن دست یابد، زمانی است که دیگران از او بترسند.» این گزارش به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه هگست این منش را با توجه به سابقه قلدری دوران کودکی، به سلاح و چارچوبی مخرب تبدیل کرده است، به گونه ای که اکنون حملات نظامی آمریکا، روابط دیپلماتیک و پاکسازیهای بوروکراتیک داخلی را در بالاترین سطوح دولت در واشنگتن دیکته میکند؛ از ایجاد رعب و وحشت در همکلاسیها گرفته تا تصور کردن بمباران غیرنظامیان خارجی به عنوان یک بازی ویدیویی، تهدید سران کشورهای متحد به ترور و اعدام سیاسی مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده به دلیل امتناع از تایید جنگ، دوران تصدی هگست به یک کلاس درس ارعاب داخلی و بینالمللی تبدیل شده است.
روانشناسی ایجاد ارعاب: ریشهای هولناک در دوران کودکی
برای درک رویکرد هگست به سیاست جهانی و داخلی، باید به بنیان روانشناختی که او در جوانی بنا نهاده شده، نگاه کرد. طبق روایتهای فاش شده از مهمانی مجردی خودش، هگست با افتخار حکایتی به شدت نگرانکننده از دوران کودکی را به اشتراک گذاشت که آن را «به یاد ماندنیترین» تجربه خود میداند؛ داستانی که به طور کامل تمایل او به شکنجه روانی و جسمی را نشان میدهد.
هگست در کلاس سوم با یکی از همکلاسیهای پسر خود درگیر شد، به او مشت زد و سه دندانش را شکست. هگست با نشان دادن سطح نگرانکنندهای از بدخواهی در یک کودک، تعریف کرد که دندانهای خونین آن پسر را جمع کرد و آنها را به خانه برد. بعدها، وقتی یکی از معلمها هگست را مجبور کرد تا در روز تولد آن همکلاسی کارش را جبران کند، هگست، همکلاسی اش را به همراه گروهی از دوستانش که او آنها را «قلدر» توصیف میکرد، به مکدونالد برد.
در یک حرکت وحشتناک، هگست مخفیانه سه دندان افتاده پسر را داخل برگرش گذاشت. وقتی آن پسر متوجه شد که چه چیزی میجود، هگست گفت: «اینها دندانهای خودت هستند و باید آنها را بخوری.» پسر با تهدید به خشونت بیشتر، دندانها را قورت داد. دههها بعد، هگست این عمل اخاذی سادیستی را نه با شرم، بلکه با سرگرمی برای دوستانش تعریف کرد و آن را به عنوان نشان افتخاری قاب گرفت.
بازیسازی جنگ: ونزوئلا و «سرگرمی» تلفات غیرنظامیان
به نظر میرسد که بازیهای ویدیویی در دوران کودکی هگست، مرزهای بین سرگرمی دیجیتال و نیروی نظامی مرگبار را به طرز خطرناکی از بین برده است. این جدایی از واقعیت در حملات اخیر ارتش ایالات متحده به اهدافی در ونزوئلا به طور کامل به نمایش گذاشته شد.
به گفته منابع نظامی معتبر، هگست با مرکز فرماندهی ایالات متحده مانند یک کلوپ بازی رفتار میکرد. وزیر جنگ با دور زدن پروتکلهای استاندارد نظامی، به طور شخصی دکمههای شلیک را برای تعداد قابل توجهی از اهداف تعیین شده فشار داد. اشتیاق بیپروا و بازیگونه او به سرعت منجر به هدف قرار دادن داراییهای غیرنظامی، از جمله ماهیگیران محلی شد که به هیچ وجه نزدیک به بانک هدف تایید شده نبودند.
وضعیت آنقدر خطرناک شد که یک مقام ارشد نظامی مجبور به مداخله شد. افسر به آرامی دست هگست را گرفت و هشدار داد: «قربان، این جزو اهداف ما نیست.» هگست، بیتوجه به مرگ قریبالوقوع غیرنظامیان بیگناه، به راحتی لبخند زد و پاسخ داد: «این سرگرمکننده است.»
این رویکرد جامعهستیزانه به جنگ، یک حادثهی منحصر به فرد نیست. ناظران منطقهای خاطرنشان میکنند که دقیقا همین رویکرد «سرگرمکننده» در حملهی بزدلانه و بیدلیل آمریکا به کشتی غیرمسلح ایرانی، دنا، منعکس شده است، اقدامی که کاملا خارج از هرگونه میدان نبرد فعال انجام شده است.
آزار و اذیت دیپلماتیک: تهدیدهای ترور علیه قطر
قلدری هگست بسیار فراتر از میدان نبرد است؛ او به طور فعال اخاذی به سبک مافیا را وارد دیپلماسی ایالات متحده کرده است. طبق پستی که به تازگی توسط سارا بن آیشوبا، روزنامهنگار الحدث، با استناد به سخنان سفیر عربستان در واشنگتن منتشر و بعدها حذف شد، هگست روز دوشنبه، ۲۵ مه (۴ خرداد ماه)، یک تماس تلفنی بسیار تند و تهدیدآمیز با محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر، داشت.
در طول این تماس که بر حماس و ایران متمرکز بود، نخستوزیر قطر بر حفظ انعطافپذیری دیپلماتیک در مورد خواستههای ایران و ادامهی میزبانی از اعضای حماس تاکید کرد. بنا به گزارشها، هگست از کوره در رفت. وزیر جنگ ایالات متحده با کنار گذاشتن تمام آداب دیپلماتیک، به رهبر قطر حمله لفظی و مستقیما او را تهدید به ترور کرد.
هگست به نخست وزیر قطر گفت: «به یاد داشته باشید، اگر رئیس جمهور ترامپ دفعه قبل مداخله نمیکرد و طرح اساسی نتانیاهو را متوقف نمیکرد، شما و قبیلهتان الان در این دنیا نبودید. اگر دولت قطر از لطف رئیس جمهور ترامپ ناسپاس باشد، ما دلیلی برای متوقف کردن کار عادی نتانیاهو نخواهیم داشت.»
پس از این تهدید آشکار، نخست وزیر قطر ناگهان تلفن را قطع کرد و بلافاصله هگست را دور زد و شکایت رسمی خود را در مورد رفتار وزیر جنگ آمریکا از طریق استیو ویتکاف به رئیس جمهوری آمریکا ارائه داد.
پاکسازی مخالفان در جناح غربی: برکناری تولسی گابارد
هگست خشونت خود را صرفا متوجه دشمنان و متحدان خارجی نمیکند؛ او به طور تهاجمی همکاران خود را مورد آزار و اذیت قرار میدهد تا آنها را وادار به اطاعت ایدئولوژیک کند. استعفای اخیر تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی آمریکا (DNI)، نمونه بارز بیرحمی بوروکراتیک هگست است.
در حالی که کاخ سفید استعفای گابارد را یک تراژدی شخصی ناشی از سرطان نادر استخوان شوهرش جلوه داد، جدول زمانی نشان میدهد که او قربانی یک اعدام سیاسی هدفمند بود که توسط هگست ترتیب داده شده بود.
این درگیری در جریان یک جلسه بسیار محرمانه در دفتر بیضی شکل در ۲۶ فوریه (۷ اسفند ۱۴۰۴)، دو روز قبل از حمله نظامی ایالات متحده به ایران، شعلهور شد. گابارد به طور عینی گزارش داد که هیچ مدرکی مبنی بر ساخت بمب هستهای توسط ایران وجود ندارد و بهانهی دولت برای جنگ را نقش بر آب کرد. در آن لحظه هگست از کوره در رفت و به طور تهاجمی به مدیر اطلاعات ملی آمریکا حمله کرد.
در طول ماههای مارس و آوریل، با تشدید جنگ، هگست یک جنگ فرسایشی بیوقفه علیه گابارد آغاز کرد. وقتی جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، درخواست اولیه هگست برای اخراج گابارد را رد کرد، هگست با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، همکاری کرد تا معاون رئیس جمهور را کاملا دور بزند. او ادعاهای موهنی را به مطبوعات درز داد تا وفاداری گابارد را علنا تضعیف کند و در نهایت ترامپ را مجبور کرد در ۱۶ آوریل (۲۷ فروردین) اولتیماتوم «استعفا یا اخراج» صادر کند.
اگرچه ونس، موفق شد برای حفظ گابارد تا پایان سال ۲۰۲۶ به مصالحه برسد، اما هگست از پذیرش آن خودداری کرد. در یک جلسه طولانی و خصوصی با ترامپ در ۱۲ مه (۲۲ اردیبهشت)، هگست به طور سیستماتیک این مصالحه را از بین برد و ترامپ را متقاعد کرد که اطلاعات مخالف و بیطرف، یک «آسیب پذیری مهلک» است. ترامپ تسلیم و گابارد مجبور به کناره گیری شد. دولت از تشخیص پزشکی بیماری شوهرش بهره برد تا یک داستان پوششی بی عیب و نقص و غیرقابل انکار برای کودتای بوروکراتیک موفق هگست فراهم کند.
دوران تصدی پیت هگست به عنوان وزیر جنگ آمریکا، الگوی رفتاری بسیار خطرناکی را آشکار میکند. او مردی است که بر اساس این باور اساسی عمل میکند که قدرت صرفا از ایجاد ترس حاصل میشود. چه او همکلاسیاش را مجبور به خوردن دندانهای خودش کند، چه بمباران ماهیگیران ونزوئلایی را به عنوان یک بازی کامپیوتری تلقی کند، چه سران کشورهای متحد را به نابودی تهدید کند، و چه جامعه اطلاعاتی ایالات متحده را از تحلیلگران بیطرف پاکسازی کند، رویکرد هگست یکسان است. او یک دولتمرد یا یک متفکر نظامی استراتژیک نیست؛ او یک قلدر نهادینه شده است که ظلم و ستم بیحد و حصرش تهدیدی شدید و فزاینده برای ثبات دولت ایالات متحده و امنیت جهان ایجاد میکند.