
به گزارش ورزش سه، کیلیان امباپه این روزها در مادرید به دنبال اثبات تواناییهای خود و تطبیق با فشارهای حضور در بزرگترین باشگاه جهان است اما در عین حال تا اطلاع ثانوی به رئال، انتخاباتش و سرمربی بعدی فکر نمیکند، چرا که کیلیان یک ماموریت بزرگ دارد. او که چهار سال پیش فرانسه را تا یک قدمی جام جهانی برد ولی در آن فینال تاریخی در قطر مقهور لیونل مسی شد میخواهد این بار ستاره اصلی تورنمنت باشد و برای فرانسه جام بیاورد.
کیلیان امباپه در مصاحبهای صمیمی و جذاب با نیکو کلمبین، در کانال یوتیوب سوراره، به مرور خاطرات گذشته و اهداف آیندهاش پرداخته است. در این گفتوگوی متفاوت که در مادرید ضبط شده، امباپه از دلتنگی برای روزهای بیدغدغه در موناکو، تاثیر برناردو سیلوا روی فوتبالش و همچنین حسرتها و افتخاراتش در جامهای جهانی پرده برداشته است.
در ادامه متن این مصاحبه جذاب را میخوانید:

سلام به همه، امیدوارم حالتان خوب باشد. حال من که خیلی خوب است. من از پاریس به مادرید پرواز کردم و این افتخار را دارم که مهمان آقای کیلیان امباپه باشم. کیلیان، من روال این مصاحبه را برایت توضیح میدهم. ما اینجا 3 کارت داریم. کارت موناکو، تیم ملی فرانسه و کارت سوپراستار رئال مادرید. از موناکو شروع میکنیم. اولین سوالی که میخواهم بپرسم این است که بیش از همه دلتنگ چه چیزی از آن دوران هستی؟
ناشناس بودن، کشف کردن چیزهای جدید و همچنین فضای خانوادگی که در باشگاه وجود داشت. اینها ویژگیهایی بود که موناکو را متمایز میکرد. موناکو باشگاه بزرگی است اما در عین حال فضایش خیلی خانوادگی است که هر بازیکنی را راحت میکند. فکر میکنم از نظر شرایط محیطی، یکی از لذتبخشترین و راحتترین جاها برای تطبیقپذیری با فوتبال سطح بالا است.
من معمولا با رپرها و هنرمندان مصاحبه میکنم و دوست دارم از آنها بپرسم که آیا آلبوم یا آهنگ خاصی بوده که حس کنند با آن وارد بُعد جدیدی شدهاند. آیا برای تو هم حرکت تکنیکی، مسابقه یا گفتوگوی خاصی وجود داشته که با خودت بگویی الان دارم وارد سطح بالاتری میشوم؟
فکر میکنم بازی با موناکو مقابل منچسترسیتی بود. آن مسابقه اولین حضور ثابت من در لیگ قهرمانان اروپا بود و بازی حذفی بود. چمپیونزلیگ رقابتی است که همه تماشا میکنند، بنابراین یک جور معرفی به فوتبال اروپا بود. بعد از آن بازی همه چیز تغییر کرد و من تبدیل به بازیکن فیکس تیم شدم و به تیم ملی هم دعوت شدم.
وقتی آن روز به خانه برگشتی با خودت چه گفتی؟ چطور با این اتفاقی که افتاده بود کنار آمدی؟
راستش به خانه نرفتم چون در مرکز تمرینی زندگی میکردم، اما اصلا متوجه عظمت ماجرا نشدیم. این به خاطر بیخیالی دوران جوانی است. یادم میآید با بچههای مرکز تمرینی با هم میخندیدیم. لحظات خیلی خوبی بود.
از بیخیالی گفتی. آیا هنوز هم در بازیات این بیخیالی و خامی را داری؟ چون معمولا این ویژگی را به بازیکنان جوان نسبت میدهند.
نه، چون هر چه زمان میگذرد و چیزهایی به دست میآوری، چیزهای دیگری را از دست میدهی. بیخیالی چیزی است که بیشتر با جوانی است و شروع کار، و با این واقعیت که همه چیز برایت جدید است گره خورده، بنابراین نیازی به محاسبه و آمادهسازی نداری چون اصلا چیزی نمیدانی. اما با تجربه کسب کردن، مکانیک فوتبال و چرخه مسابقات را یاد میگیری و میتوانی خیلی چیزها را پیشبینی کنی. همین باعث میشود آن بیخیالی از بین برود.

سه تفاوت اصلی بین امباپه دوران موناکو و امباپه امروز چیست؟
اول از همه اینکه خیلی پیرتر شده. تجربه بسیار بیشتری چه در فوتبال و چه در زندگی به دست آورده. چیزهای خیلی بیشتری تجربه کرده است. همچنین دانش فوتبالی بیشتری کسب کرده که فقط با گذشت زمان و تکرار مسابقات و فصلها به دست میآید.
در موناکو نسل خیلی خوبی داشتید. کدام بازیکن از نظر فنی تو را بیشتر تحت تاثیر قرار داد و از چه کسی بیشتر یاد گرفتی؟
بااستعدادترین بازیکنی که در موناکو دیدم فکر میکنم برناردو سیلوا بود. او کیفیت فنی، دید بازی و هوش بالایی داشت که همیشه به او اجازه میداد یک قدم جلوتر باشد. به علاوه او جوان بود و هنوز جای پیشرفت داشت. کسی که بیشترین چیزها را از او یاد گرفتم رادامل فالکائو بود. چون من مهاجم بودم و او کسی بود که همیشه راهنماییام میکرد و برایم فضا میساخت. او ستاره و الگوی تیم بود و من آماده یادگیری بودم.
بخش موناکو تمام شد. حالا میرویم سراغ بازوبند کاپیتانی تیم ملی فرانسه. وقتی میگویم کاپیتان تیم ملی فرانسه، فورا به چه کسی فکر میکنی؟
بستگی دارد. اگر به عنوان یک بازیکن بپرسی، به هوگو لوریس فکر میکنم چون او تنها کاپیتانی بود که من داشتم. اگر از امباپه کودک بپرسی، به زینالدین زیدان در جام جهانی 2006 فکر میکنم. در هر صورت بستن بازوبند کاپیتانی کشور افتخار بزرگی است.
وقتی فهمیدی قرار است کاپیتان شوی، فشار مضاعفی برایت درست کرد؟
من از قبل اوج فشار را تحمل کرده بودم، بنابراین فشار نمیتوانست از آن بالاتر برود. فقط یک مسئولیت جدید بود. لحظه خوبی بود چون من تقریبا همه چیز را در تیم ملی تجربه کرده بودم. این فرصتی بود تا چیزهای جدیدی یاد بگیرم و ابعاد تازهای از خودم را توسعه دهم.
ورزشکاران در این سطح، شب قبل از بازیهای بزرگ هنوز هم استرس و فشار را حس میکنند یا برایشان یک روز کاری عادی است؟
من به این فشار نیاز دارم. نیاز دارم آدرنالین و تنش را حس کنم. این مزیتی است که بازی در باشگاههای بزرگ دارد. مردم همیشه از تو انتظار پیروزی دارند و این حداقل فشاری است که باید تحمل کنی. اگر در بازیهای بزرگ این فشار را حس نکنی، با 20 یا 30 درصد افت وارد زمین میشوی.
در تیم ملی فرانسه، سه مسابقهای که برایت کلیدی بودهاند کدامند؟
مسابقات زیادی بوده، اما دو فینال جام جهانی قطعا مهمترین آنها است. همچنین اولین بازیام مقابل لوکزامبورگ. فشار زیادی به خاطر آن بازی رویم نبود اما هیجان زیادی داشتم.
فینال جام جهانی 2022 را اگر جای یک تماشاگر معمولی باشی چطور میبینی؟
اگر به عنوان یک هوادار فوتبال نگاه کنم، فکر میکنم شاید بهترین فینال تاریخ جام جهانی بود. سناریوی بازی پر از اتفاقات پیشبینینشده بود و تا ضربات پنالتی کشیده شد. اما برای ما پایان تلخی داشت. هرچند که برای تاریخ فوتبال یک مسابقه بزرگ بود، اما برای ما فقط خاطرات دردناکی را زنده میکند. باید از آن عبور کرد.

میتوانی در همان لحظه از این تجربیات لذت ببری؟
بله، همیشه از زمان حال لذت میبرم. البته وقتی همه چیز خوب پیش میرود لذت بردن آسانتر است. بازی در جام جهانی برای کشورم بالاترین اهمیت را دارد و هیچ چیز مهمتر از آن نیست.
بخش تیم ملی هم تمام شد. میرویم سراغ بخش رئال مادرید. تو به عنوان یک سوپراستار وارد رئال شدی. چه چیزی در مادرید بیشتر از همه تو را شگفتزده کرد؟
همه چیز همانطور بود که تصور میکردم. برای همه روشن است که اینجا بزرگترین باشگاه جهان است. باشگاهی که عظمت را نشان میدهد و روی تاریخ فوتبال تاثیر گذاشته است. رئال مادرید در سطح جهانی یک مرجع است و بازی برای این تیم باعث افتخار است.
به چه چیزی نیاز داری که بگویی دیگر بازی تمام شد و به همه خواستههایم رسیدم؟
شاید بگویی بردن همه جامها، اما کسان دیگری هم بودهاند که همه جامها را بردهاند. در فوتبال همیشه کاری برای انجام دادن وجود دارد.
از فراموش شدن میترسی؟
در فوتبال ما به آن مرگ کوچک میگوییم. بازیکنانی هستند که یک دهه در اوج افتخار بودهاند و بعد از آن دیگر کسی به خاطر نمیآردشان ولی زندگی همچنان ادامه دارد. این تفاوت نسلی است. این چرخه زندگی و ورزش است.
حالا میرسیم به بخش نمرهدهی سوراره از 0 تا 100. بازی با منچسترسیتی که در آن هتتریک کردی؟
قطعا 100.
المپیک لیون؟
بله، آن سال 4 گل زدم. نمره 100.
اتلتیک بیلبائو؟
2 گل و 1 پاس گل دادم. بله 100.
موناکو؟
نمره 99.
زیباترین گل دوران حرفهایات کدام بوده؟
گلی که به آرژانتین زدم خیلی نمادین است، اما گلی که خودم خیلی دوست دارم در جام حذفی مقابل لیون بود. توپ را در زمین خودمان گرفتم، یک بازیکن را دریبل زدم، دومی را هم رد کردم و با نوک پا گل زدم. خودم این گل را خیلی دوست دارم.

میرویم سراغ سوالات سریع. سرسختترین مدافعی که مقابلش بازی کردی؟
ویرجیل فن دایک سه چهار سال پیش.
آلبوم رپ فرانسوی مورد علاقهات؟
آلبوم دستین از نینیو.
مسی یا رونالدو؟
من با مسی بازی کردهام و کریستیانو همیشه الگوی من بوده. هر دو بازیکنان شگفتانگیزی هستند اما کاملا با هم تفاوت دارند.
استعداد یا تلاش؟
استعداد بدون تلاش هیچ است.
بهترین خاطره در تیم ملی؟
قهرمانی در جام جهانی.
بامزهترین بازیکنی که دیدی؟
عثمان دمبله.
بازیکنی که رویای رویارویی با او در جام جهانی را داری؟
کریستیانو رونالدو، چون شاید آخرین جام جهانیاش باشد، یا نیمار.
پایان جام جهانی 2026 چه خواهد شد؟
به این سوال جواب نمیدهیم.
بهترین بازی دوران حرفهایات؟
هتتریک مقابل بارسلونا در خانه حریف.
مهمترین جام؟
جام جهانی.
آستین کوتاه یا بلند؟
در زمستان آستین بلند و در تابستان آستین کوتاه.
باارزشترین پیراهنی که در کلکسیونت داری؟
پیراهن همه بازیکنان بزرگ را دارم.
آخرین باری که پدر و مادرت به خاطر یک چیز پیشپاافتاده سرزنشت کردند کی بود؟
همین امروز و هر روز.
از شرایطت ناراضی هستی؟
هتتریک کردن و چهار گل زدن همیشه خوب است.
ممنون کیلیان، از این گفتوگو خیلی لذت بردم.
من هم همینطور، ممنون از شما.
