



به گزارش ورزش سه، در فوتبال ایران کمتر کسی به اندازه امیر قلعهنویی زیر ذرهبین بوده است. از نخستین روزهای حضور روی نیمکت، حتی زمانی که هنوز به عنوان دستیار کار میکرد، تا امروز که در آستانه مهمترین بازی دوران حرفهایاش قرار گرفته، هر تصمیم او موضوع بحث و قضاوت بوده است. همین قضاوتهای دائمی باعث شده کارنامه قلعهنویی تنها با تعداد جامها سنجیده نشود، او همیشه باید چیزی بیشتر از یک مربی موفق باشگاهی ثابت میکرد.
حالا پس از بیش از دو دهه مربیگری، قلعهنویی در موقعیتی ایستاده که شاید آخرین فرصت او برای تکمیل کارنامهاش باشد. جام جهانی ۲۰۲۶ برای سرمربی تیم ملی فقط یک تورنمنت دیگر نیست؛ این همان صحنهای است که سالها منتظر رسیدن به آن بوده و قرار بود شانزده سال زودتر تجربهاش کند.
پنج ایستگاه مهم
اگر بخواهیم مسیر مربیگری قلعهنویی را خلاصه کنیم، پنج ایستگاه مهم بیش از همه به چشم میآیند: استقلال، سپاهان، تراکتور، ذوبآهن و گلگهر.
در استقلال، او از یک مربی جوان به چهرهای تبدیل شد که توانست زیر فشار سنگین توقعات، تیمی مدعی و قهرمان بسازد. موفقیت در باشگاهی که هر نتیجهاش میلیونها هوادار را درگیر میکند، اتفاق کوچکی نیست و قلعهنویی بارها از این آزمون دشوار سربلند بیرون آمد.
سپاهان اما شاید کاملترین نسخه مربیگری او بود؛ تیمی منظم، رقابتجو و موفق که نشان داد موفقیتهایش محدود به یک باشگاه یا یک شرایط خاص نیست.او یکی از بهترین تیمهای ادوار باشگاهی ایران را در اصفهان ساخت اگرچه در هر دو مرتبه حضور در این شهر پایانی نه چندان خوشایند با باشگاه داشت.

در تراکتور، وقتی بسیاری تصور میکردند دوران اوج او به پایان رسیده، بار دیگر توانست شور و امید را به تبریز برگرداند و فصل جدیدی در تاریخ باشگاه رقم بزند. در ذوبآهن تیمی بحرانزده را به مدعی آسیا تبدیل کرد و در گلگهر به پروژهای هویت بخشید که امروز فاصله زیادی با تبدیل شدن به یکی از قدرتهای ثابت لیگ ندارد.
این تداوم موفقیت چیزی نیست که به راحتی بتوان در تاریخ فوتبال ایران نمونه مشابهی برای آن پیدا کرد.
نقطهای که پاک نشد
با این حال هر کارنامه بزرگی یک نقطه حساس دارد؛ نقطهای که منتقدان همیشه به آن بازمیگردند. برای قلعهنویی آن نقطه جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷ است. تیم ملی ایران با ترکیبی پرستاره راهی آن تورنمنت شد اما حذف مقابل کره جنوبی در ضربات پنالتی، پایان دوره نخست حضور او روی نیمکت تیم ملی بود. شکست تلخی که سالها بعد هم در بحثهای فوتبالی درباره کارنامه او تکرار میشود.

اهمیت آن شکست فقط در حذف از جام ملتها نبود. قلعهنویی در سال ۲۰۰۷ از تیم ملی جدا شد و همین جدایی باعث شد فرصت حضور با تیم ملی در جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی را از دست بدهد. برکناری او از تیم ملی در شرایطی رخ داد که شاید با ادامه همکاری تیم ملی با او ایران از گروه نه چندان دشوارش در مرحله مقدماتی صعود میکرد.
جام جهانیای که دیر رسید
اکنون، شانزده سال بعد، آن فرصت دوباره به سراغ او آمده است. جام جهانی ۲۰۲۶ در آمریکا، مکزیک و کانادا برای این مربی نازیآبادی فقط یک حضور تشریفاتی نیست. او خوب میداند که صعود از مرحله مقدماتی، هرچقدر هم ارزشمند باشد، برای ماندگار شدن کافی نیست.


قلعهنویی در ماههای اخیر بارها از دشواری مسیر صعود صحبت کرده اما واقعیت این است که معیار نهایی قضاوت درباره او، عملکرد ایران در خود جام جهانی خواهد بود. عبور از مرحله گروهی، رقابت شایسته با قدرتهای بزرگ فوتبال جهان و ثبت یک نتیجه تاریخی، میتواند همان حلقه گمشدهای باشد که سالها در کارنامه او خالی مانده است.
آغاز ماموریت بزرگ
کمتر از چند ساعت دیگر او روی نیمکت تیم ملی در ورزشگاه اینگلوود لسآنجلس خواهد نشست؛ جایی که ایران نخستین بازی خود را مقابل نیوزلند برگزار میکند. تیمی که در ماههای اخیر از دل حاشیهها، تردیدها و حتی بحثهایی درباره شرایط حضور برخی نفرات به جام جهانی رسیده است.
برای بسیاری از مربیان، حضور در جام جهانی پایان یک مسیر محسوب میشود. برای قلعهنویی شاید تازه آغاز آزمونی باشد که سالها منتظرش بوده است. او همه چیز را در فوتبال ایران تجربه کرده؛ از قهرمانیهای پیاپی تا شکستهای تلخ، از تحسینهای بزرگ تا نقدهای بیپایان. حالا تنها یک صحنه باقی مانده که میتواند نگاه تاریخ را به کارنامهاش تغییر دهد...

