کد خبر : 1825256 | 30 اردیبهشت 1401 ساعت 00:00 | 12.1K بازدید | 2 دیدگاه

بعضی بازیکنان من قد این فشار نیستند

حرفهای عجیب سرمربی فجر؛ فشار آوردند بیایم

سرمربی فجر سپاسی این روزها شرایط سختی را سپری می کند هنوز هم به بقا تیمش امیدوار است.

به گزارش "ورزش سه"، مجتبی سرآسیایی در کنفرانس خبری بعد از دیدار با ذوب‌آهن مسائلی را مطرح کرد که به قول خودش تا به حال به آن ها اشاره نکرده بود.

* عهده دار همه این مسائل من هستم 
در طول هفته برای جمع کردن تیم و آماده سازی برابر ذوب آهن تمام پارامتر هایی که باید رعایت می کردیم و کارهایی که باید، انجام دادیم، در این شرایط، مهم ترین بازی فصلمان بود ولی متاسفانه در اولین موقعیتی که تیم حریف شاید بگویم از نیمه رد شد و روی یک کرنر ساده به گل رسیدند، قبلش ما موقعیت ها زیادی داشتیم و موقعیت سازی ما و شکل فوتبالمان به خصوص در نیمه اول خوب بود اما بعد از گل به نوعی بازی برای ما دچار سکته شد. این تیم استرس زیادی را تحمل می کند و این اجتناب ناپذیر است اما سعی کردیم به بازی برگردیم و شرایط را کنترل کنیم، با توجه به ضعف بدنی که چند تا از بازیکنان داشتند تغییر سیستم دادیم و تعویض انجام دادیم و سعی کردیم شرایط را عوض کنیم ولی متاسفانه نتوانستیم از موقعیت ها استفاده کنیم و علی رغم اینکه موقعیت های خیلی خوبی داشتیم متاسفانه بازنده بازی شدیم و کار خودمان را بسیار سخت تر کردیم. بالاخره در حضور هواداران این اتفاق افتاد و حق می دهیم که ناراحت باشند و آن را ابراز کنند و گردنمان از مو هم باریک تر است. باید تا الان شرایط را عوض می کردیم ولی متاسفانه این اتفاق نیفتاد و عهده دار همه این مسائل در هر صورت من هستم. باید بگویم که مجبوریم شرایط را مدیریت کنیم تا بالاخره بتوانیم راه را ادامه دهیم و در دو بازی آینده بتوانیم کاری را انجام دهیم که نتوانستیم در بیست و خورده ای بازی قبل انجام دهیم.

* به حضور در فجر افتخار می‌کنم 
در خصوص مدیریت و گذشته تیم خود عزیزان پاسخگو هستند و قطعا جواب هم می دهند. در بحث فنی کاری که من باید بکنم این است که تیمم را در بهترین شرایط برای بازی ها آماده کنم و سعی کردم به بهترین نحو این کار را انجام بدهم. من ابایی ندارم هم شما حق دارید بازخواست کنید کار شما این است و به هیچ وجه بنده خرده‌ای نمی‌گیرم. وظیفه من این است جوابگو باشم. چون مسئله شخصی به سمت من آمد بهتر است شخصی هم جواب بدهم. من این مسائل را مطرح نکردم و شاید خیلی‌ نمی‌دانند من در یکی از بهترین تیم ها از لحاظ شخصیتی هستم و به این موضوع افتخار می کنم.

* برای حضور در فجر در عمل انجام شده قرار گرفتم 
من در بهترین تیم ایران از لحاظ ساختاری یعنی تیم گل گهر و کنار بزرگترین مربی ایران آقای قلعه‌نویی کار می‌کردم و طبق تحلیل هایی که داشتم وقتی به من گفتند این کار را قبول کنم، بنده تقریبا بالای ۱۲ روز سعی کردم از این قضیه فاصله بگیرم چون شرایط را می دانستم و دوست نداشتم به این شرایط بیایم چون چیزهایی را می‌دیدم که به عنوان مربی دست من نبود. در هر حال در بحث ساختار تیمی و تیمی که مریض شده بود و بیست و خرده ای هفته نبرده بود اما آنقدر این فشار زیاد شد که خود باشگاه گل گهر دچار یک تناقض گویی شد و یکسری مسائل عنوان شد که من مجبور شدم این کار را علی رغم میل باطنی قبول کنم. با اینکه افتخار می کنم سرمربی تیم فجر شهید سپاسی هستم و برای مردم خوب شیراز کار می کنم و خیلی هم از سرم زیاد است اما فشار بابت قبول مسئولیت در این تیم بالا بود. باشگاه و آقای قلعه‌نویی را مجاب کردند و من در یک عمل انجام شده بزرگی قرار گرفتم. ارکانی که می‌توانند در این قضیه فشار بیاورند مشخص هستند.

* نمی‌توانم در شش قدم پای بازیکن را بگیرم و گل کنم 
می خواهم در رابطه با این مسئله صحبت کنم که من در نهایت این موضوع را قبول کردم. آمدم و هیچ ابایی هم ندارم، به شیراز آمدم و سعی کردم بهترین کیفیت خودم را ارائه بدهم و شرایط بازیکنان را آنقدر متحول بکنم که در هر بازی موقعیت سازی کنیم و این چیزی است که از عهده من بر می آید. من می‌توانم راه رسیدن به دروازه را به بازیکن نشان بدهم اما‌ نمی‌توانم در شش قدم پای او را بگیرم و گل کنم.

 * مشکل گلزنی ما بخاطر بار روانی تیم است
در نیمه دوم هم موقعیت های ما زیر دو سه تا نبود ولی در نیمه اول ۵-۶ موقعیت خوب داشتیم ولی حریف ما با نصف توپ صاحب گل شد. آنجایی اذهان عمومی درگیر این مسئله می شود که توپی که می توانیم به راحتی داخل چارچوب بزنیم، به قول قدیمی ها می خواهیم زیر ابرو توپ را برداریم و خوشگل گل بزنیم یا چون فشار زیادی روی بازیکنان است دوست دارد کنترل کند و صد در صد بزند. چیزهایی که من می‌گویم شاید به چشم شما آن ها موقعیت نباشد اما تیم هایی که با ما بازی کردند یک دهم این موقعیت ساختند و گل زدند. این مشکل تیم ما است که آن لحظه ای که بازیکن ما می‌خواهد در شش قدم به توپ ضربه بزند پایش گیر می کند و می خواهد این کار را دقیق انجام بدهد و به خاطر استرس ضربه به چارچوب نمی‌زند، در فیلم بازی به شما نشان می دهم که چگونه می توانستیم موقعیت ۱۰۰ درصد بسازیم ولی با شرایطی که ایجاد کردیم خلق موقعیت نشد، اگر شما برگردید فکر می‌کنید خلق موقعیت نیست، برای مثال توپی که محمد کاظمی در نیمه اول کنترل کرد، توپی که فرزان دانا کنترل کرد و نزد، توپی که رضا آقابابایی نزد. شرایط ما اینطور نیست که بگوییم نیمه دوم یک یا دو خلق موقعیت داشتیم اما متاسفانه بخاطر گیری که در شرایط روانی این بچه ها و استرس و بار زیادی که متحمل می‌شوند این شرایط ماست که من باید جوابگو باشم و شرمنده مردم شیراز هستم. به آنها حق می‌دهم که بخواهند و بازخواست کنند؛ بالاخره تیم‌ و عشق‌شان است. تیم‌ در حال سقوط است و این مسئله شوخی بردار نیست. شاید از روز اول می‌گفتیم یکی شده دو تا، دو تا شده پنج تا و پنج تا شده ده تا اما الان بیشتر از بیست هفته است که این تیم نبرده است.

 * برخی بازیکنان قد این فشار نیستند
این تیم دچار یک مریضی بزرگ شده و ما هر چه سعی می‌کنیم شرایط را در طول هفته با بهترین بحث های روانشناسی و فنی تحلیل کنیم و بچه ها را بالا بیاوریم و خوب هم به شکل بازی می‌آییم. یعنی موفق بودیم و بچه های همکارم خیلی در این قضیه موفق بودند و این بچه ها را خوب به شکل بازی می‌آوریم چون فشار زیادی را تحمل می‌کنند و باید خیلی شسته رفته بگویم بعضی قد این فشار نيستند. نمی‌توانیم انکار کنیم که بعضی قد این فشار الان لیگ برتر در این شرایط نیستند که بخواهند بازی ما را دربیاورند. متاسفانه بعضی بازیکنان خوب ما را هم در شرایط بازی پایین می‌کشند. هر چقدر ما اینها را بالا می‌آوریم و بالا نگه می‌داریم با اولین تلنگر می‌شکنند و این بدترین اتفاق ممکن است که یک تیمی بدون موقعیت و با یک کرنر به ما گل بزند. ما ۶-۷ تا در نیمه اول نزنیم و هر دقیقه فشار روی خودمان بیشتر شود و این حال و روزمان بشود که ما بگوییم بتوانیم دو بازی بعد خودمان را در بهترین حالت ببریم.

* با امید زندگی می‌کنیم
شاید شما بگویید شرایط شما این است و این واقعیت است اما ما فوتبالی نگاه می‌کنیم و واقعیت هایی در فوتبال دیدیم که اصلا دو دو تا چهارتای ما در آن به حساب نمی‌آید. روزهایی را دیدیم که یک تیمی یک هزارم درصد هم شرایط ماندن نداشته اما روز آخر مانده و باز هم به امید زندگی می‌کنیم. حتما رو به جلو کارمان را ادامه می‌دهیم اما اگر واقعا احساس کنیم که شخص دیگری این کار را بهتر انجام می‌دهد روی سرمان می‌گذاریم، خودمان هم کنارش می‌ایستیم و دست هم می‌زنیم. همان روزی هم که آمدیم اگر می‌گفتند یکی این کار را بهتر انجام می‌دهد، می‌ایستادیم و دست می‌زدیم.

* فلاح را یکبار دیدم اما من را نشناخت‌ 
من شنیده‌ام که دو سال صحبت من بوده است. قسم جلاله می‌خورم که من آقای فلاح را فقط یک بار در سال گذشته از نزدیک در هتل المپیک دیده‌ام که حتی وقتی من سلام و احوالپرسی کردم ایشان من را نشناختند. اینها همه حرف است. اولین باری که من با آقای فلاح تلفنی صحبت کردم برای مسائل اینجا بوده‌ است. یک بار صحبت کردم و گفتم من تحت قرارداد گل گهر هستم و اولین بار همین موقعی بوده که چند هفته قبل در رابطه با این صحبت شد که من به اینجا بیایم. بنده بعد از یکبار صحبت کردن با ایشان‌ تلفنم را بستم و جواب ندادم و گفتم من تحت قرارداد باشگاه گل گهر هستم و آقای قلعه‌نویی و آقای اسفندیارپور و همه عزیزانی که بودند شاهدند. نمی‌دانم چطور این اتفاقات می‌افتد و من تحت فشار قرار می‌گیرم. وقتی من ریگی به کفشم نیست ابایی ندارم و هر چیزی بپرسید وظیفه ام است جواب بدهم و خیلی هم شفاف جواب می‌دهم. یک روز هم گفتند آقای کلانتری روی نیمکت ناراحت شدند. به‌ولله تا به حال ما یکبار هم درباره این قضیه صحبت نکردیم. در این فشاری که من متحمل می‌شوم واقعا سر سوزنی دخیل نیستم اما از روزی که من آمدم این فشار را متحمل می‌شوم. این حرف ها بغل گوشم هست و یک فشاری هم از جاهای دیگر می‌آید چون فکر می‌کنند اتفاقاتی افتاده است. این تمام شسته رفته مسئله ای بود که من باید می‌گفتم.

 * بعضی مسائل به کیفیت بازیکنان مربوط است
در فوتبال روز الان در بحث چیدمان تیر یک و دو اولویت به تیر نزدیک است و در تیر نزدیک یک بازیکن بلندزن و آزادزن برای قطع تیر یک می‌گذارند و بقیه را یار می‌دهند. همه بازیکنان را هم به باکس می‌آورند. بالاخره بضاعت ما همین است که بهترین بازیکنان‌مان را به بلندقدترین بازیکنان می‌دهیم و دو تا هم بازیکن آزادزن می‌گذاریم. این تمام کاری است که ما می‌توانیم انجام بدهیم و بقیه‌اش کیفیت و استفاده از فرصت ها است. وگرنه ما ده ایستگاهی بزرگ و گردن کلفت روی دروازه زده‌ایم که حتی یک بازیکن ما سرش به توپ نخورده است. یک جاهایی تفاوت کیفیت است و من نمی‌توانم بیشتر از این مسائل را باز کنم.‌ من ۱۰-۱۵ ایستگاهی و کرنر روی دروازه حریف ریختم، خیلی به سر بازیکن من تاچ نشده است. مگر می‌شود در این تعداد ارسال یکی را نتوانیم بزنیم؟ ولی اولین توپی که در هجده قدم ما آمده معکوس این اتفاق افتاده است. اولین ضربه ای که به ما زده شد، ایستگاهی بود و دومی کرنر. اولی ارسال بود و گلر ما راحت گرفت و به کرنر فرستاد اما کرنر به گل رفت.

* دستیار شیرازی؟ الان کاری از دستم برنمی‌آید
در شرایطی که من اضافه شدم خیر الموجودین همین عزیزانی بودند که من با آنها کار می‌کنم. شاید کسانی هستند که از مجتبی سرآسیایی هزار پله بالاتر هستند اما در فضایی که ما کار می‌کردیم سعی کردیم با مشورتی که از اطرافیان گرفتیم بهترین نفرات را داشته باشیم. در آخرین کارمان هم سعی کردیم آقای صداقت را اضافه کنیم که فردا روزی کار و تلاش نکرده ای نداشته باشیم و بگوییم ما تمام‌ کاری که باید انجام می‌دادیم را انجام دادیم. نظر همه روی من است. ما یکی از بزرگترین شیرازی های فوتبال را کنارمان داریم؛ آقای مهرزاد معدنچی. یکی از بزرگترین فوتبالی های شیراز کنار ما است و برای خودمان هم پوئن مثبتی است. او کمک های زیادی به ما کرده است. نظر محترم است اما الان از دستم کاری برنمی‌آید.

* مجبور هستیم مستقیم بازی کنیم اما ابزار نداریم 
ما قبل از حضور علی فاتح هم روی هوا کاسب بودیم اما‌ کلا ساختار این تیم برای بازی مستقیم نیست و ما خیلی جاها برای این کار ایراد داریم. تیم ذوب آهن در آمار متریکا در این مسئله تیم دوم لیگ است و ما در حافظیه مجبور هستیم مستقیم بازی کنیم با تیمی که تیم دوم جدول در این رابطه است و استاد این کار است و روی توپ سوم توپ ها را می‌گیرد؛ آنها هم ابزارش را دارند و هم این بازی را بلد هستند. ما متاسفانه در این قضیه از آنها عقب بودیم. حقیقتا من دوست داشتم این بازی در زمین بهتری برگزار می‌شد اما این شرایط موجود ماست. داشتن هوادار برایمان خیلی مهم بود که بیایند و شور و نشاط داشته باشند. آمدند و دم همه‌ گرم و دست همه را می‌بوسیم اما نتوانستیم این کار را به بهترین نحو انجام بدهیم.

دیدگاهها