
به گزارش ورزش سه، دومین جام حذفی متوالی با پپ گواردیولا فتح شد و امروز ثابت شد حتی اگر ارلینگ هالند باز هم نتواند در ورزشگاه ومبلی پایش به گلزنی باز شود، ماه آبی منچسترسیتی بار دیگر بر فراز این استادیوم تاریخی طلوع خواهد کرد. به لطف یک نفر: آنتوان سمنیو. و البته به لطف گل جادویی و رباح ماجری او.
در بعدازظهری که با دوندگی، جنجال و نبردهای فیزیکی فراوان همراه بود، جادوی نبوغ فردی و درخشش بینظیر آنتوان سمنیو تفاوتها را رقم زد تا پپ گواردیولا یک جام دیگر به ویترین افتخارات درخشان خود اضافه کند. تصمیم گواردیولا در بازار نقل و انتقالات ژانویه برای جذب این وینگر غنایی از بورنموث در کنار مارک گهی، حالا که به پایان فصل رسیدیم متوجه شدیم که یک شاهکار تاکتیکی بوده است.
بدون شک دهمین گل سمنیو با پیراهن سیتی، تماشاییترین، لذتبخشترین و باارزشترین گل او تا به اینجای کار بوده است؛ یک ضربه پشتپای فوقالعاده و چشمنواز که روی ارسال زمینی هالند، روبرت سانچز مبهوتزده را کاملاً تسلیم کرد.
غول نروژی خط حمله سیتی شاید آمار عجیبی مثل ۹ بازی و صفر گل را در ومبلی ثبت کرده باشد، اما تصمیم هوشمندانه او برای نگاه کردن به فضای داخل محوطه به جای شلیک به سمت دروازه، و در ادامه ضربه تمامکننده و استثنایی سمنیو، باعث شد دوباره روبانهای آبیآسمانی روی جام حذفی خودنمایی کنند.
این صحنه خلقشده توسط سمنیو، تکموقعیت برجسته و ماندگار مسابقهای بود که در سایر دقایق آن چیز خاصی برای به خاطر سپردن نداشت. همین یک جادو کافی بود تا کار چلسی ساخته شود؛ تیمی که بازیکنانش در طول مسابقه با هر لمس کوچکی در محوطه جریمه مانند پینهای بولینگ روی زمین پهن میشدند اما دارن انگلند، داور بازی، با بیمحلی محض از کنار تمام آنها عبور کرد تا هفتمین شکست متوالی آبیهای لندن در فینالهای داخلی، به عنوان آخرین برگ از کتاب فصل ناامیدکننده آنها ثبت شود.


برای گواردیولا اما تنها چیزی که اهمیت داشت، کسب سومین جام حذفی دوران حرفهایاش در کنار ۱۶ جام معتبر دیگر در طول یک دهه حضورش روی نیمکت اتحاد بود. رسیدن به هجدهمین جام در یکشنبه هفته آینده هرچند به دلیل نیاز به لغزش بزرگ آرسنال بعید به نظر میرسد، اما هرگز نمیتوان آن را غیرممکن دانست.
باید اعتراف کرد که سیتی شایسته این پیروزی بود، حتی اگر متعصبترین هواداران این تیم هم تایید کنند که این فینال یک بازی کلاسیک و همهچیزتمام نبود. کالوم مکفارلین، سرمربی موقت چلسی که برای اولین بار در دو ماه گذشته توانسته بود ریس جیمز کاپیتان تیمش را در ترکیب اصلی قرار دهد تا باعث دلگرمی توماس توخل حاضر در استادیوم شود، به خوبی میدانست که تیمش باید بازی سیتی را خراب کند. این نقشه به معنای استفاده از سیستم سه دفاعه بود که در زمان مالکیت توپ سیتی، با اضافه شدن مارک کوکوریا و مالو گوستو تقویت میشد و جیمز نیز ماموریت داشت تا سایه به سایه برناردو سیلوا حرکت کند. این استراتژی دفاعی برای بخش زیادی از مسابقه جواب داد و سیتی پشت دیوار آبیرنگی که جلوی سانچز پارک شده بود، کاملاً متوقف شد. در واقع تا پیش از آنکه جیمز در یک صحنه پشت محوطه جریمه خودی با فشار مشترک جرمی دوکو و هالند توپ را لو بدهد، مکفارلین که امیدوار بود تبدیل به سومین سرمربی موقت تاریخ چلسی شود که جام را بالای سر میبرد، دغدغه چندانی نداشت.

با آن توپربایی، ناگهان غول نروژی در موقعیت تک به تک با سانچز قرار گرفت، هرچند زاویه بسیار تنگ بود. ولع شدید هالند برای پایان دادن به خشکسالی گلزنیاش در ومبلی بر نیازهای تیمی غلبه کرد و او در حالی که میتوانست عمر مرموش را در موقعیتی بهتر صاحب توپ کند، خودش ضربهاش را به عرض دروازه کوبید تا این فرصت بسوزد. دو دقیقه بعد، هالند بالاخره توپ را به تور چسباند اما این گل هم حساب نشد. در این صحنه باز هم سمنیو پایهگذار حرکت بود؛ او با یک پاس دقیق متئو نونس را راه انداخت و ارسال زمینی نونس در دهانه دروازه با ضربه هالند همراه شد، اما کمکداور به درستی پرچم خود را به نشانه آفساید مدافع کناری و پرتغالی سیتی بالا برد تا خوشحالی آنها نیمهکاره بماند. خطر بزرگ این رویکرد کاملاً دفاعی چلسی این بود که ژائو پدرو در خط حمله منزوی و تنها میماند، هرچند جرقه کارهای تهاجمی آنها روی حرکات پا به توپ کول پالمر شکل میگرفت که در یک صحنه با حرکتی ویرانگر تا آستانه ورود به محوطه جریمه پیش رفت. با بیشتر شدن مالکیت توپ پالمر در فضاهای خطرناک، نشانههای مثبتی در بازی چلسی دیده شد، بدون اینکه جیمز ترافورد واقعاً به چالش کشیده شود. از سوی دیگر، سیتی هم تا پیش از وقتهای استراحت تنها یک شوت جدی دیگر داشت.
تماشای نیمه اول واقعاً سخت و کسلکننده بود و پپ گواردیولا با آغاز نیمه دوم، رایان شرکی را به جای مرموش کماثر به زمین فرستاد تا بلافاصله پاسخ این تغییر را ببیند. اولین پاس شرکی یک موقعیت عالی خلق کرد که متاسفانه توسط سمنیو هدر رفت؛ ستاره غنایی بالاتر از جورل هاتو به هوا بلند شد اما نتوانست ارسال چیپ و ظریف نیکو اونیلی را به زیر تیرک افقی هدایت کند و توپ به بیرون رفت. چلسی هم البته موقعیتهای خود را داشت، به خصوص در صحنهای که ترافورد در مهار یک پاس به عقب تمرکزش را از دست داد و یک کرنر به حریف هدیه داد. مشت ترافورد روی این ارسال کرنر چندان مطمئن نبود و توپ به مویسس کایسدو رسید، اما ضربه سر قوسی او در آستانه ورود به دروازه، توسط رودری از روی خط تیرک افقی بیرون کشیده شد. آنها یک بار دیگر هم با برخورد ارسال انزو فرناندز به آرنج اورایلی امید به پنالتی داشتند که تنها یک کرنر حاصل آن بود.
سپس نوبت به لحظه باشکوه مسابقه رسید؛ هالند به فضای خالی پشت سر هاتو فرار کرد و ارسال زمینی او با خلاقیت و بداههپردازی بینظیر آنتوان سمنیو همراه شد تا مهار این ضربه پاشنه پای جادویی، فراتر از توان روبرت سانچز یا لوی کولویل باشد که تا پیش از این صحنه عملکرد درخشانی داشتند. چلسی بلافاصله پس از این گل میتوانست توسط انزو فرناندز بازی را به تساوی بکشاند اما نشد. در ادامه نیز پدرو و هاتو یک بار دیگر در محوطه جریمه سرنگون شدند و ملتمسانه به دارن انگلند چشم دوختند، اما داور باز هم نقطه پنالتی را نشان نداد.

حالا دو جام از سهگانه داخلی در دستان پپ است و سختترین آنها باقی مانده است. رویای کسب دوباره سهگانه برای سیتی کاملاً در دسترس است و برای چلسی، چیزی جز حسرتهای تکراری باقی نمانده است.