
به گزارش "ورزش سه"، فصل تمام شد و دنی کارواخال هم رفت؛ بهترین شماره ۲ تاریخ رئال مادرید، نخستین سنگ بنای والدبباس و آخرین بازمانده از نسل قهرمانیهای اروپا، شاید حتی پایان یک امپراتوری که خورشید در آن غروب نمیکرد. هشداری روشن برای اینکه بازسازی و نوسازی تیم حالا دیگر یک ضرورت است. بازسازیای که قرار است از انتخابات باشگاه آغاز شود؛ جایی که آینده رئال در آن شکل خواهد گرفت.
خود مسابقه بیشتر شبیه ادای احترام به کاپیتان بود؛ کارواخالی که در آخرین بازیاش با یک پاس گل فوقالعاده به گونزالو، گل اول را ساخت. یک صحنه کاملاً نمادین؛ از یک بازیکن آکادمی که میرود به بازیکنی از آکادمی که تازه در حال رسیدن است. کارخانه رئال همچنان دود خواهد کرد.
اما همهچیز فقط جشن و حسرت نبود. کیلیان امباپه بار دیگر با سوتهای هواداران روبهرو شد؛ سوتهایی که لحظهبهلحظه بیشتر میشدند و نشان میداد خشم سکوهای برنابئو هنوز فروکش نکرده است. با این حال، او با یک گل فوقالعاده از فشار خارج شد؛ گلی که حکم یک صلح موقت را داشت.
بازی حالتی کاملاً تشریفاتی پیدا کرده بود. آلوارو آربلوا تمام عناصر لازم برای یک شب خداحافظی را در اختیار داشت؛ کارواخال و خودش که هر دو به شکلی متفاوت قهرمان بودند، سبایوس که احتمالاً او هم در آستانه جدایی است و فرصت بازی گرفت، دو بازیکن آکادمی که نماینده آینده بودند، بازگشت فده والورده بدون شوامنی در کنارش برای کاهش حاشیهها و حتی حضور ماستانتونو در ترکیب؛ بازیکنی که در طول فصل بارها از برنامهها کنار گذاشته شده بود.
ارنستو والورده هم رویکرد مشابهی داشت. او نیز که خودش در آستانه جدایی قرار دارد، به اونای سیمون و لاپورت استراحت داد و حتی ویویان، مدافع میانی را در سمت راست خط دفاعی قرار داد؛ در حالی که سه دفاع راست تخصصی روی نیمکت داشت.
رئال بازی را از جناح دیگر منفجر کرد. مسابقهای سرد و بیروح بود تا اینکه کارواخال با یک پاس قطری عالی، مسیر حرکت گونزالو را باز کرد و مهاجم جوان با مهارت یک شماره ۹ بزرگ کار را تمام کرد. غیبت وینیسیوس که با مجوز باشگاه استراحت کرده بود و ذهنش حالا درگیر جام جهانی است، باعث شد گونزالو فرصت حضور در ترکیب اصلی را پیدا کند.

همین تغییر باعث شد امباپه در پست محبوبش در سمت چپ بازی کند. اما او نه از نظر فنی در بهترین وضعیت بود و نه از نظر محبوبیت. حتی در شبی که قرار بود جشن باشد، باز هم سوت شنید. حس میشد دیگر آن تسلط سابق را در جناح چپ ندارد؛ جایی که همیشه قلمرو او بود. او فصل دومش در رئال را با یک گل بیشتر نسبت به فصل قبل تمام کرد، اما عنوان آقای گلیاش با صدای سوت همراه بود.
البته بعضیها بیش از حد جدی بازی کردند و گاهی راه اشتباه را رفتند. تیاگو و جود بلینگام خیلی زود کارت زرد گرفتند؛ هرچند کارت تیاگو منطقیتر بود. اما هر دو بعداً جبران کردند. تیاگو که شب فوقالعادهای داشت، با یک پاس چیپ عالی پشت دفاع اتلتیک، بلینگام را صاحب موقعیت کرد و ستاره انگلیسی با یک شوت پای چپ مهارنشدنی گل دوم را زد.

اتلتیک بیلبائو تا آن لحظه تهدید جدیای نداشت. نزدیکترین موقعیتشان پیش از پایان نیمه اول، پاس گالارتا بود که اینیاکی ویلیامز به آن نرسید؛ توپهایی که گاهی بدون برخورد، دروازهبان را فریب میدهند. اما تیبو کورتوا فریب نخورد.
با این حال، در وقتهای اضافه نیمه اول، اینیاکی ویلیامز سانتری فوقالعاده را از فضای بسیار تنگی عبور داد و گوروستا با یک ضربه والی عالی اختلاف را کم کرد.
اما هیجان بازی خیلی دوام نیاورد. امباپه خیلی زود با یک شوت محکم از پشت محوطه گل سوم را زد؛ گلی که بار دیگر ثابت کرد تأثیرگذاریاش شاید کمتر شده باشد، اما همچنان گلزن بزرگی است.

وقتی بازی عملاً تمام شد، نوبت بخش احساسی شب رسید. داوید آلابا از زمین بیرون رفت؛ بازیکنی که پیش از بالا بردن لیگ قهرمانان، روی صندلی معروفش ایستاده بود. مصدومیتها بخش زیادی از ردپای او را پاک کردهاند، اما برنابئو حافظهاش را از دست نداده است؛ ورزشگاه او را با احساس تشویق کرد.
و سرانجام نوبت به خداحافظی کارواخال رسید. او در میان تونلی از عشق و احترام، که حتی بازیکنان اتلتیک بیلبائو هم به آن پیوسته بودند، زمین را ترک کرد. برنابئو اشک ریخت؛ ورزشگاهی که بلد است عاشق قهرمانهایش باشد، مخصوصاً اگر محصول خود باشگاه باشند؛ حتی در فصلی بدون جام.
در ادامه، در حالی که سکوهای ورزشگاه هنوز مشغول پاک کردن اشکهایشان بودند، براهیم دیاز گل چهارم رئال را با دومین پاس گل تیاگو به ثمر رساند و ایزتا هم گل دوم اتلتیک را زد.
حالا تابستانی طولانی در انتظار رئال مادرید است؛ تابستانی که هواداران امیدوارند بوی گوگرد از برنابئو برود و بعضی غرورها و خودخواهیها در آتش تغییر بسوزند.