



به گزارش "ورزش سه"، مورینیوی 63 ساله در بنفیکا با موقعیتی دستوپنجه نرم کرد که به خوبی نشان میدهد نحوه رهبری او چقدر تغییر کرده است. شیلدروپ با برچسب یک پدیده بزرگ اروپایی به تیم آمد اما نتوانست عملکرد خوبی ارائه دهد. این مربی پرتغالی به جای اینکه او را به حال خود رها کند، متوجه شد که باید بیشتر روی جنبههای ذهنی این بازیکن کار کند؛ به ویژه زمانی که در نوامبر ۲۰۲۵ همه چیز برای این بازیکن به هم ریخت و او به دلیل انتشار یک ویدئوی غیراخلاقی، درگیر یک پرونده قضایی شد؛ حادثهای شبیه به آنچه آسنسیو در رئال مادرید تجربه کرد.

مورینیو تصمیم گرفت از بازیکنش محافظت کند. او درک کرد این دقیقاً همان زمانی است که شیلدروپ باید بیش از هر موقع دیگری حمایت او را حس کند. در همان حال، مورینیو از او خواست تا در کارهای دفاعی تعهد بیشتری داشته باشد، پرخاشگری رقابتی و شدت بازی خود را بالا ببرد و ثبات بیشتری نشان دهد تا بتواند به دنیای بیرون ثابت کند چه کیفیتی دارد. و این رویکرد جواب داد.
بنفیکا در آستانه فروش شیلدروپ در بازار زمستانی به کلوب بروژ با مبلغ ۱۰ میلیون یورو بود. مورینیو با این انتقال مخالفت کرد و موفق شد شیلدروپ را از یک بازیکن مازاد به یکی از ستارههای فصل تبدیل کند، به طوری که او فصل را با ثبت ۱۰ گل (که دو تای آنها را به رئال مادرید زد) و ۷ پاس گل به پایان رساند.

خود این بازیکن نروژی نیز به صورت علنی اعتراف کرد که این مورینیو بود که به او کمک کرد تا از آن مخمصه خارج شود. اخیراً بنفیکا پیشنهادی ۷۰ میلیون یورویی برای فروش او دریافت کرده است.
این موضوعی است که با گذشت زمان بیشتر ثابت خواهد شد، اما مورینیویی که اکنون به مادرید آمده، با مربیای که ۱۳ سال پیش این شهر را ترک کرد بسیار متفاوت است.
این سرمربی پرتغالی دیگر آن مربی سابق نیست که پس از شکست، برافروخته پشت میکروفون بنشیند تا به تندی از بازیکنانش انتقاد کند و عصبانیت خود را نشان دهد. مورینیوی امروزی خود را با شرایط فعلی فوتبال وفق داده است؛ او میداند که بازیکنان هرکدام به مثابه یک ریزبنگاه اقتصادی مستقل هستند و با سیاست و درایت با آنها رفتار میکند. او تیمی را در کنار خود جمع کرده که هیچ چیز را به شانس واگذار نمیکند؛ نه امور ارتباطی، نه استراتژیهای شبکههای اجتماعی و نه پیامهایی که به بیرون مخابره میشوند. همه چیز با دقت میلیمتری اندازهگیری میشود.

مدل جدیدی از رهبری
مورینیو مدل رهبری و روابط نزدیک خود با فوتبالیستها را نسبت به دوره اول حضورش در رئال مادرید به طور ریشهای تغییر داده است. مورینیوی نسخه ۲ به جای تقابل و رویارویی، از طریق تعامل و ساختن پیش میرود. این رویکرد به او تضمین میدهد که پروژههایش طول عمر بیشتری داشته باشند؛ یک تکامل طبیعی پس از ۲۷ فصل حضور روی نیمکتهای سطح اول فوتبال جهان. او همچنین به خوبی آگاه است که جهانیشدن و شبکههای اجتماعی چگونه نحوه مدیریت دوران حرفهای بازیکنان را تغییر داده است.
اگرچه پایه و اساس کار مورینیو ثابت مانده است (جاهطلبی، وسواس برای پیروزی، سختگیری روزانه...) اما شیوه رهبری او پختهتر، استراتژیکتر و معطوف به ایجاد ساختارهای پایدار در تیمهایش شده است. مورینیوی فعلی بازیکنان را نه از طریق تحمیل و اجبار، بلکه با بیدار کردن حس مسئولیتپذیری فردی در تکتک آنها متقاعد میکند.
آنچه برای این مربی پرتغالی همچنان به عنوان یک ستون اصلی باقی مانده، این است که رختکن تیم مقدس است؛ او این ژن را از دست نداده است. محافظت از گروه غیرقابل مذاکره است و او در مواجهه با سختیها، همچنان خود را به عنوان سپر بلای تیمش قرار میدهد. به همین دلیل، او به یک دستیار بومی و با نفوذ نیاز دارد که در میان بازیکنان دارای ابهت باشد اما بتواند در سایه بماند؛ چرا که در نهایت، خوب یا بد، این مورینیو است که ضربات را برای محافظت از اعضای تیمش تحمل میکند. او فشار بیرونی را به جان میخرد تا بازیکنانش بتوانند تمام تمرکز خود را روی عملکرد ورزشیشان بگذارند.

مورینیویی که در حافظه هواداران نقش بسته، همواره درگیر هزاران جنگ بود؛ داوران، تقویم مسابقات، والدانو، مطبوعات... اما تجربه بالا باعث شده تا مورینیوی جدید نبردهایی را که باید در آنها بجنگد، بهتر و هوشمندانهتر انتخاب کند. اکنون تمرکز او روی چیزهایی است که واقعاً به پروژه ارزش افزوده میدهند و گروه را تقویت میکنند.
ویژگیهایی چون جاهطلبی، وفاداری به تیم، وسواس برای پیروزی و سختگیری، چیزهایی هستند که در این مربی تغییر نمیکنند. اما متد و روش او تکامل یافته است. این مورینیو به دنبال ساختن تیم از طریق مسئولیتپذیری، اعتماد و قدرت یک هویت تیمیِ منسجم است. این یک مورینیوی دیگر است.

