
به گزارش "ورزش سه"، جان گیبنز در پادکست همیشه جذاب "آنفیلد رپ" (Anfield Wrap) درباره بحران هویت لیورپول تحلیلی دارد که واقعا شنیدنی است. او با انتقاد از عدم ارتباط بین بازیکنان کلاس 2026 با هواداران روی سکوها، تیمی را کالبدشکافی میکند که در این فصل بیش از حد از خود راضی به نظر میرسد. گیبنز با اشاره به درگیری دومینیک سوبوسلای با هواداران در ورزشگاه اتحاد مقابل منچسترسیتی به عنوان نقطه شروع این بحران، میگوید: «این باشگاه باید نماینده شهری باشد که در آن بازی میکند. اما احساس میکنم در حال حاضر، بازیکنان فقط برای مسابقه دادن وارد شهر میشوند و بعد اینجا را ترک میکنند.»
اینها همان معضلات عمیقی هستند که باید زنگ خطر را برای مدیران لیورپول در فصلی که هر لحظه ممکن است به یک بحران تمامعیار تبدیل شود و آرنه اشلوت را به زیر بکشد، به صدا درآورد.
میزان فشار روی شانههای اشلوت چقدر است؟
مدیران باشگاه (گروه ورزشی فنوِی - FSG) قصد دارند تا پایان فصل به اشلوت اعتماد کنند و برنامه اولیه از ابتدا این بوده که یک پنجره تابستانی دیگر به او فرصت داده شود. با وجود فصلی عجیب که با ولخرجی رکوردشکنانه، درگذشت غمانگیز یکی از همتیمیهای محبوب و مصدومیتهای متوالی و ویرانگر همراه بود، مدیران همچنان به تواناییهای فنی او به عنوان یک مربی باور داشتهاند.

اما نحوه شکست مقابل منچسترسیتی و پاریسنژرمن داستان متفاوتی را روایت میکند؛ هر دو باخت پس از دو هفتهای رقم خورد که اشلوت فرصت کافی در زمین تمرین داشت تا تیمی برای مقابله با دو غول اروپا آماده کند. این نتایج به این روایت دامن میزند که سرمربی هلندی راه حلی برای درمان بیماری لیورپول ندارد. اگر سقوط آزاد قرمزها ادامه یابد و سفر هفته آینده به گودیسون پارک برای دربی مرسیساید مقابل اورتون به یک فاجعه دیگر ختم شود، عدم کسب سهمیه لیگ قهرمانان اروپا به معنای پایان کار اشلوت در آنفیلد خواهد بود.
مرد بعدی نیمکت لیورپول کیست؟
در دسترس بودن ژابی آلونسو، با وجود اینکه شاید از نظر سبک بازی کاملاً با ترکیب فعلی لیورپول همخوانی نداشته باشد، معادلات را پیچیده کرده است. اما منابع نزدیک به باشگاه خبر میدهند که اتاق فکر لیورپول، علاقه زیادی به کار آندونی ایرائولا، سرمربی موفق بورنموث دارند؛ کسی که در تابستان آینده مربی آزاد خواهد شد.

ادی هاو هم که آیندهاش نسبت به ابتدای سال نامشخصتر شده، دو سال پیش در زمان اعلام جدایی یورگن کلوپ برای این پست در نظر گرفته شده بود، اما پروسه طولانیمدت و مخرب لیورپول برای جذب الکساندر ایساک در 12 ماه گذشته، عملاً پلهای پشت سر او را برای آمدن به این باشگاه خراب کرده است.
چرا رقبا از ریخت و پاش لیورپول گیج شدهاند؟
اما آیا تغییر مربی به تنهایی یک چوب جادو برای حل مشکلات است؟ رویکرد علمی FSG در بازار نقل و انتقالات همیشه به عنوان یک استاندارد طلایی در دنیای فوتبال شناخته میشد، اما رفتار تهاجمی آنها در بازار تابستان گذشته، همه را شگفتزده کرد.
برای مثال، مدیران پاریسنژرمن از اقدام لیورپول برای جذب هوگو اکیتیکه متعجب شدند؛ بازیکنی که بدون شک استعداد نابی دارد اما همیشه سوالاتی درباره خلق و خوی او مطرح بوده است. فلوریان ویرتز بازیکنی است که در آینده جواب خواهد داد، اما انتقال ایساک که به عنوان خرید یکی از بهترین بازیکنان جهان به هواداران فروخته شد کاملاً نتیجه معکوس داشته است.
یکی از مدیران تیمهای رقیب در لیگ برتر که در چند معامله با لیورپول روبرو شده بود، خرج کردن رقمی معادل 450 میلیون پوند توسط آنها را به رفتار “بچهها در مغازه شیرینیفروشی” تشبیه کرده است. آنها در بازار بیش از حد ادعای هوشمندی کردند و در نتیجه بازیکنی مانند مارک گِهی را به راحتی از دست دادند.

آنها استعدادهای زیادی خریدند، اما آیا قدرت رهبری و کاریزمای تیم را هم ارتقا دادند؟ شواهد این فصل نشان میدهد که خیر. تایید خبر جدایی اندی رابرتسون در پایان فصل، یک رهبر باتجربه و جنگنده دیگر را از رختکن قرمزها کم خواهد کرد.
زمانی که مالکان آمریکایی پس از رفتن کلوپ در سال 2024، مایکل ادواردز را به آنفیلد بازگرداندند، از او به عنوان “یکی از قدرتمندترین استعدادهای مدیریتی در فوتبال جهان” یاد شد، اما تا اینجای کار، ایدههای بزرگ او و ریچارد هیوز (مدیر ورزشی)، تغییرات مورد نیاز لیورپول را به همراه نداشته است.
آنها روی این مسئله قمار کردند که وسواس لیگ برتر به قدرت بدنی و تاکتیکهای ضربات ایستگاهی یک روند کوتاهمدت است، اما فراموش کردند که “قدرت ذهنی” همیشه یک الزام حذفنشدنی در فوتبال خواهد بود. اینکه چرا تیمی با این سطح از ولخرجی تا این حد از نظر ذهنی شکننده است، یکی از بزرگترین رازهای این روزهای مستطیل سبز به شمار میرود.