
به گزارش ورزش سه، تصویر سنتی فوتبال اروپا در حال تغییر است. دیگر نمیتوان از «پنج لیگ بزرگ» صحبت کرد. این روزها ما با یک واقعیت متفاوت روبهرو هستیم: چند باشگاه قدرتمند لیگ برتر، در کنار معدود تیمهایی مثل بایرن مونیخ و پاریسنژرمن که بیرون از انگلیس، همچنان در بالاترین سطح رقابت میکنند. در واقعا باید بگوییم یک لیگ بزرگ (لیگ برتر انگلیس) و چند تیم مثل بایرن و پاریس.
پاریسنژرمن در ۱۳ فصل اخیر، ۱۱ بار قهرمان لیگ فرانسه شده و بایرن مونیخ هم در ۱۴ سال گذشته، ۱۳ عنوان قهرمانی بوندسلیگا را به دست آورده است. از نظر اقتصادی هر دو باشگاه در جمع ثروتمندترینهای جهان هستند؛ بایرن سومین و پاریس چهارمین باشگاه پردرآمد دنیا محسوب میشوند. حالا این دو تیم در نیمهنهایی لیگ قهرمانان به هم رسیدهاند: دو ابرقدرت مدرن دنیای فوتبال.
تا مدتها اینطور تصور میشد که این سلطه داخلی، در اروپا به ضرر آنها تمام میشود. این نگاه وجود داشت که نبود رقابت جدی در لیگهای داخلی، این تیمها را از نظر ذهنی و فیزیکی نرم و آسیبپذیر میکند و باعث میشود در برابر فشار واقعی و رقابت سنگین، دچار مشکل شوند. اما این روزها شرایط متفاوت است. پاریسنژرمن مدافع عنوان قهرمانی چمپیونزلیگ است و بایرن یکی از اصلیترین مدعیان این فصل.
آنچه تغییر کرده، شاید بیش از هر چیز به تقویم فوتبال مدرن مربوط باشد. بازیکنان سطح بالا هیچوقت به اندازه امروز، اینقدر زیاد و با این شدت بازی نکردهاند. و در این میان، تیمهای لیگ برتر بیشترین فشار را تحمل میکنند. سطح رقابت در این لیگ بهقدری بالاست که حتی بازی با تیمهای پایین جدول هم به یک چالش جدی تبدیل میشود.
برای مثال، وقتی آرسنال برتری ۲-۰ خود را مقابل وولوز از دست داد، واکنشها تند بود. اما واقعیت این است که وولوز از نظر مالی، یکی از ۳۰ باشگاه ثروتمند دنیاست؛ درآمدی که تقریباً دو برابر تیم قعرنشین بوندسلیگا و چندین برابر تیمهای انتهای جدول لیگ فرانسه است. از میان ۳۰ باشگاه ثروتمند جهان، ۱۵ تیم از لیگ برتر هستند، در حالی که آلمان فقط ۴ نماینده دارد و فرانسه تنها یک تیم.

این تفاوت باعث میشود هر هفته در لیگ برتر، بازیکنان تحت فشار مداوم قرار بگیرند؛ فشاری که به مرور، اثر خودش را نشان میدهد. در مقابل، بایرن و پاریس میتوانند در لیگ داخلی، با مدیریت انرژی، به بازیکنان استراحت بدهند و با شرایط بهتری وارد مقاطع حساس فصل شوند.
شاید منتقدان درست بگویند که تیمهای انگلیسی گاهی در استفاده از منابعشان بهینه عمل نمیکنند، اما نکته مهم این است که سطح کلی لیگ برتر بسیار بالاتر از سایر لیگهاست. حتی تیم ششم این لیگ از نظر مالی فاصله زیادی با تیم ششم فرانسه یا آلمان دارد.
در چنین شرایطی، جمله معروف میشل پلاتینی دوباره معنا پیدا میکند؛ اینکه تیمهای انگلیسی در زمستان مثل شیر هستند و در بهار به بره تبدیل میشوند. حالا این تصویر حتی واضحتر شده؛ تیمهایی که از نظر جسمی، ذهنی و احساسی تحلیل رفتهاند و در مهمترین مقطع فصل، انرژی لازم را ندارند همه و همه انگلیسی هستند.
اما اتفاقی که افتاده صرفا به دلیل خستگی انگلیسیها نیست. پاریسنژرمن هم تغییر کرده است. تیم لوئیس انریکه دیگر آن مجموعه ستارهمحور و نامتوازن گذشته نیست. او ابتدا وابستگی تیم به نامهای بزرگ را از بین برد و سپس تیمی ساخت که در زمان مناسب به اوج میرسد.
در دو فصل اخیر، پاریس در مرحله گروهی چندان چشمگیر نبوده و حتی در ردههای پایینتر جدول قرار گرفته، اما در مراحل حذفی کاملاً متفاوت ظاهر شده است. شدت بازی، انرژی بالا و کیفیت خط حمله، آنها را به تیمی خطرناک تبدیل کرده است. حتی اگر در دفاع گاهی لغزش داشته باشند، سرعت و خلاقیت در فاز هجومی این ضعف را جبران میکند.
پیروزیهای قاطع مقابل تیمهایی مثل چلسی و لیورپول، گویای همین واقعیت است. حتی در دیدارهایی که حریف فشار آورده، در نهایت این پاریس بوده که با کیفیت بالاتر، بازی را کنترل کرده است.

بایرن هم شرایط مشابهی دارد. تیمی که در بوندسلیگا تقریباً بدون چالش پیش رفته، در اروپا با تکیه بر قدرت هجومیاش حریفان را تحت فشار قرار میدهد. حضور هری کین در خط حمله، در کنار بازیکنانی مثل مایکل اولیسه، لوئیس دیاز، جمال موسیالا و سرژ گنابری، ساختاری ساخته که میانگین ۳.۵ گل در هر بازی را ثبت کرده است؛ عددی که حتی از میانگین کل بازیهای لیگ برتر هم بالاتر است.
در عین حال، این تیم بینقص نیست. ضعفهای دفاعی همچنان وجود دارد و گاهی فرصتهایی به حریف داده میشود. بازیکنی مثل دایو اوپامکانو، با وجود توانایی بالا در بازیسازی، هنوز در فاز دفاعی نوسان دارد. همین باعث شد رئال مادرید در مقابل بایرن بتواند به بازی برگردد و رقابت را پیچیده کند. با این حال، مثل پاریس، بایرن هم با اتکا به قدرت حمله، این ضعفها را پوشش میدهد.
در شرایطی که فوتبال انگلیس بعد از دوران سلطه سبک گواردیولا، به سمت احتیاط و دفاع بیشتر حرکت کرده، بایرن و پاریسنژرمن مسیر متفاوتی را انتخاب کردهاند؛ حمله، سرعت، ریسک. و فعلاً، این مسیر جواب داده است.
