



به گزارش ورزش سه، در دقیقه ۶۷ بازی افتتاحیه جام جهانی ۲۰۲۶، زمانی که مکزیک با یک گل از آفریقای جنوبی پیش بود، ارسال دقیق روبرتو آلوارادو روی سر رائول خیمنس نشست و مهاجم باتجربه میزبان با ضربهای مطمئن اختلاف را به دو گل رساند.
اما درست در لحظه انفجر ورزشگاه آزتک خیمنس به جای دویدن به سمت سکوها یا همتیمیهایش، برای لحظاتی ایستاد، سرش را بالا گرفت و اشک ریخت. تصاویر او خیلی زود به یکی از مهمترین قابهای شب نخست جام جهانی تبدیل شد؛ شبی که برای مهاجم ۳۵ ساله تیم ملی مکزیک تنها یک مسابقه دیگر نبود.
برای درک اهمیت آن لحظه باید چند سال به عقب برگشت.
نوامبر ۲۰۲۰، ولورهمپتون در ورزشگاه امارات به مصاف آرسنال رفته بود. خیمنس که آن روزها یکی از بهترین مهاجمان لیگ برتر انگلیس محسوب میشد، مانند همیشه برای دفاع روی یک ضربه کرنر به محوطه جریمه خودی برگشت. ارسال توپ به داخل محوطه با پرش همزمان او و داوید لوئیز همراه شد و برخورد شدید سر دو بازیکن یکی از تلخترین صحنههای فوتبال سالهای اخیر را رقم زد.

صدای برخورد آنقدر شدید بود که حتی از پشت تلویزیون هم قابل تشخیص بود. مسابقه در دوران همهگیری کرونا و بدون حضور تماشاگر برگزار میشد و همین باعث شد صدای برخورد به شکل غیرعادی در ورزشگاه خالی طنینانداز شود.
خیمنس با شکستگی جمجمه به بیمارستان منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت. در آن روزها بحث اصلی نه بازگشت او به فوتبال، بلکه سلامتی و حتی زنده ماندنش بود. بسیاری از بازیکنانی که آسیبهایی مشابه را تجربه کرده بودند هرگز نتوانستند به سطح قبلی خود بازگردند و همین مسئله تردیدهای زیادی درباره آینده مهاجم مکزیکی به وجود آورده بود.

آن زمان خیمنس ۲۹ سال داشت و در اوج دوران حرفهای خود قرار گرفته بود. او یکی از مهرههای کلیدی ولورهمپتون به شمار میرفت و نامش در شایعات نقل و انتقالاتی پیرامون باشگاههای بزرگی مانند منچستریونایتد و بارسلونا شنیده میشد. مصدومیت شدید جمجمه اما ناگهان همه چیز را تغییر داد.
دوران بازگشت آسان نبود. ماهها دوری از فوتبال، تمرینات انفرادی، نگرانیهای پزشکی و سپس حضور در مسابقات با محافظ مخصوص سر، بخشی از مسیر دشواری بود که خیمنس پشت سر گذاشت. او پس از بازگشت دیگر همان مهاجم انفجاری سالهای اوجش نبود، اما به تدریج راه تازهای برای ادامه فوتبال پیدا کرد.
در فولام و زیر نظر مارکو سیلوا، نقش او تغییر کرد. تجربه، کیفیت فنی و هوش تاکتیکی بیش از گذشته به کمکش آمد و رفتهرفته دوباره به یکی از مهرههای موثر فوتبال انگلیس تبدیل شد. گلها نیز بازگشتند. عملکرد خوب او در لیگ برتر و سپس در ترکیب تیم ملی مکزیک باعث شد بار دیگر جایگاه ثابتی در ترکیب التری پیدا کند.
خیمنس پیش از آغاز جام جهانی نیز شرایط خوبی داشت. او در قهرمانی مکزیک در جام طلایی کونکاکاف نقش مهمی ایفا کرد و با گلهایش نشان داد هنوز میتواند در بالاترین سطح تفاوت ایجاد کند. با این حال، جام جهانی داستان دیگری بود.


گل او مقابل آفریقای جنوبی نخستین گلش در تاریخ جامهای جهانی محسوب میشد، اتفاقی که برای مهاجمی با این سابقه شاید کمی عجیب به نظر برسد. او پیش از این در جامهای جهانی حضور داشت اما هرگز موفق نشده بود نام خود را در فهرست گلزنان ثبت کند.
رسانههای مکزیکی بعد از مسابقه نوشتند که اشکهای خیمنس فقط به خاطر این گل نبود. او این گل را به پدرش تقدیم کرد که چند ماه پیش از دنیا رفت و غیبتش تأثیر عمیقی روی مهاجم تیم ملی مکزیک گذاشته بود. به همین دلیل پس از گل، به جای جشنهای معمول، چند ثانیه در سکوت به آسمان خیره شد.

این گل علاوه بر اینکه پیروزی مکزیک را قطعیتر کرد، جایگاه خیمنس را در تاریخ فوتبال کشورش نیز مستحکمتر ساخت. او حالا با ۴۳ گل، سومین گلزن برتر تاریخ تیم ملی مکزیک است و همچنان یکی از چهرههای تأثیرگذار نسل فعلی فوتبال این کشور به شمار میرود.
