
به گزارش ورزش سه، امشب برای لوتار ماتئوس، کارشناس برجسته شبکه اسکای و اسطوره تکرارنشدنی فوتبال آلمان، طعمی گس داشت. ماتئوس که تصمیم گرفته بود سالروز ۶۵ سالگی خود را در جریان نبرد حساس بروسیا دورتموند و هامبورگ سپری کند، با استقبالی سرد و دور از انتظار روبرو شد که بار دیگر شدت رقابت دیرینه مونیخ و دورتموند را به رخ کشید.
ماجرا از جایی شروع شد که نوربرت دیکل، گوینده کهنهکار ورزشگاه دورتموند، پیش از شروع مسابقه و در حالی که سکوها هنوز کاملاً پر نشده بود، از هواداران خواست تا به افتخار تولد این اسطوره، همصدا آواز بخوانند. در ابتدا بخشی از جمعیت با او همراهی کردند اما با گذشت تنها چند ثانیه، موج سوتهای اعتراضی چنان بلند شد که صدای آواز را در گلو خفه کرد.
دیکل که متوجه جو متشنج شده بود، با شوخطبعی اشاره کرد که ستاره سابق بایرن مونیخ احتمالا «بیش از حد در مونیخ بازی کرده است» و همین موضوع باعث خشم زردها شده است. با این حال، رکورددار بازی در تیم ملی آلمان بدون اینکه خم به ابرو بیاورد، این لحظات تلخ را با روحیه ورزشی پذیرفت و از کسانی که در استادیوم حضور داشتند تشکر کرد.
واکنش جالب ماتئوس به سوتهای اعتراضی
ماتئوس در واکنش به این اتفاقات گفت: «بایرن مونیخ قطعا اینجا در دورتموند محبوب نیست. اما با این حال از تمام کسانی که فقط سوت نزدند و با من همخوانی کردند، صمیمانه تشکر میکنم. خوشحالم که در روز تولدم فرصت حضور در این بازی بزرگ را پیدا کردم.»

او در ادامه با نگاهی تحلیلگرانه به رفتار سکوها اضافه کرد: «حتی سوتهای هواداران دورتموند را هم کاملاً درک میکنم. آنها در ابتدا شروع به خواندن کردند اما وقتی فهمیدند برای چه کسی میخوانند، با خودشان گفتند خب، بگذارید کمی هم سوت بزنیم. من این واکنشها را با کمال میل میپذیرم؛ چرا که نه تنها کلمات زیبا، بلکه این سوتها را هم در طول دوران حرفهایام با عملکردم به دست آوردهام.»
هدیه خاص نیکو کواچ برای لوتار
البته همه چیز برای ماتئوس در وستفالن سیاه و سفید نبود. نیکو کواچ، سرمربی دورتموند، با رفتاری کلاسیک و محترمانه، یک جعبه مشکی حاوی بلیط اصلی و قدیمی ورزشگاه تاریخی «روته ارده» (زمین سرخ استادیوم قدیمی دورتموند) را به او اهدا کرد. علاوه بر این، پیراهن ویژه و نسخه محدود دورتموند که به مناسبت صد سالگی استادیوم قدیمی باشگاه طراحی شده بود، به ماتئوس تقدیم شد؛ پیراهنی که نام «لوتار» و شماره ۶۵ به نشانه سن او بر پشت آن نقش بسته بود تا حداقل بخشی از تلخی سوتها با این هدایای نفیس شسته شود.