



به گزارش "ورزش سه"، وقتی کیلیان امباپه 27 ساله صحبت میکند، دنیا سراپا گوش میشود؛ و این بیدلیل نیست. بهترین مهاجم جهان خود را برای یک جام جهانی دیگر، یعنی تورنمنت محبوبش، آماده میکند؛ با این امید که حسرت بزرگ قطر را از دل خود بیرون کند. آنها آمادهاند، هرچند او اعتراف میکند که آن خاطره هنوز سنگینی میکند. خیلی زیاد. او نیاز دارد خود را بازسازی کند تا دوباره به اوج رقابت بازگردد.
امباپه با نوعی نوستالژی و افسوس گفت: «خاطرات زیادی وجود دارد. به خصوص شکستها، زیرا اگر دوباره آنها را تجربه کنید، شاید بتوانید مسیر سرنوشت را تغییر دهید. به عنوان مثال، من فینال ۲۰۲۲ مقابل آرژانتین را تغییر میدادم. آن فینال بیشتر از فینالی که در آن برنده شدیم به ذهنم خطور میکند.»

جام جهانی گذشته زمان درخشش او بود. او در اوج آمادگی و با عنوان یک سوپراستار و بت جهانی به مسابقات آمد. فرانسه حریفان را در هم میکوبید و امباپه پیکان خط حمله آنها بود، تا اینکه به آرژانتین رسیدند. در فینال لوسیل، او دست به کار بزرگی زد که تاریخی شد اما در نهایت بینتیجه ماند: چهار گل زد و با وجود این، در یک قدمی دومین جام خود ناکام ماند.

او در پایان گفت: «باختن در فینال جام جهانی بسیار سخت است. اول از همه به این دلیل که هر چهار سال یکبار تکرار میشود. بسیاری از بازیکنان آن مسابقه دیگر در این جام جهانی حضور ندارند. بیرحمی داستان اینجاست؛ اینکه به خودت بگویی ما همه این کارها را انجام دادیم تا در ضربات پنالتی ببازیم. من به شانس اعتقادی ندارم، پنالتیها لاتاری نیستند. پنالتی یک حرکت فنی است، اما همچنان بیرحمانهترین راه برای باختن در فینال جام جهانی است.»
سنگینی بار شهرت
امباپه از فرش به عرش رسید و در سطح بینالمللی شناخته شد. زمانی که در موناکو میدرخشید، فقط یک جوان بود. او قهرمان لوشامپیونه شد، به دومین انتقال گرانقیمت تاریخ تبدیل شد و فرانسه تسلیم کیفیت او شد. در ۱۸ سالگی جام جهانی را برد و باقی قضایا دیگر تاریخ است. او هرگز یک فرد «معمولی» نبوده است. او از نوجوانی در کانون توجه رسانهها بوده، اما اکنون این موضوع را طبیعی پنداشته و آن را پذیرفته است.
«برای افرادی مثل من، یک روز رویایی یعنی بازگشت به سادگی: اینکه کسی مزاحمت نشود، بتوانی هر کاری که میخواهی، با هر کسی که میخواهی و در هر کجا که میخواهی انجام دهی. این برای من به یک امر مجلل تبدیل شده است، هرچند که اینها کارهای بسیار سادهای هستند. اما هرگز نباید از محبتی که از مردم دریافت میکنی گلهمند باشی.»
با این حال، او از دست رفتن حریم خصوصیاش را پنهان نکرد. این از سختیهای شغل اوست، اما با این وجود صدای خود را بلند میکند: «این موضوع ما را از انسانیت دور میکند و کمی ما را شبیه به حیوانات سیرک میکند. اما همه میخواهند بدانند من چه کار میکنم، کجا و با چه کسی هستم... من یاد گرفتهام که این را درک کنم و کموبیش بپذیرم که این موضوع همیشه بخشی از زندگی من خواهد بود. هیچکس برای چنین چیزی آماده نیست، اما من میتوانم بدون محافظ بیرون بروم. من اینجا میتوانم بیشتر از فرانسه زندگی کنم!»

او صحبتهایش را اینگونه پایان داد: «من نمیخواهم به گمنامی برگردم. عجیب است کسانی را ببینی که همان کار من را انجام میدهند، در همان تیمهای من بازی میکنند، اما زندگی متفاوتی دارند. من رویای گمنام شدن را در سر ندارم، اما آرزو دارم کمی شبیه همتیمیهایم باشم که با اشتیاق خود زندگی میکنند اما در هر لحظه از روز زیر ذرهبین قرار ندارند.»
رابطه با پاری سن ژرمن
یک سال بعد، او با رفتن از پاریس به مادرید همگان را شگفتزده کرد؛ رازی که برملا شده بود و او پس از سالها درخشش در پیاسجی، به رویای خود جامه عمل پوشاند. با وجود میراثی که بر جای گذاشت، جدایی او به بهترین شکل ممکن رقم نخورد و با شکایتها و تلخکامیهایی همراه بود. از نظر امباپه، آن مقطع تاریخچه او را در پاریس، باشگاهی که همه چیز به او داد، لکهدار نمیکند.
او در پایان گفت: «ناصر، رئیس باشگاه، زندگی من را تغییر داد. همه فقط پایان کار را به یاد میآورند که این طبیعی است، زیرا خروج از پیاسجی تقریباً غیرممکن است. میدانستم که با رفتنم در چنین موقعیتی قرار خواهم گرفت. اما قبل از همه اینها، نمیتوانم دروغ بگویم، او کارهای زیادی برای خانوادهام و من انجام داد. وقتی با کسی اختلافی دارم و فکر میکنم حق با من است، هیچ مشکل و ابایی ندارم که تا آخر خط بروم. ناصر کسی است که برایش ارزش قائلم؛ زیرا اگر امروز در رئال مادرید هستم و بازوبند کاپیتانی تیم ملی فرانسه را بر دست دارم، پاری سن ژرمن و ناصر الخلیفی نقشی محوری در آن داشتهاند.»

