
به گزارش "ورزش سه"، حداقل این ماجرا یک قسمت جذاب برای مستند رکسهام خواهد شد. امشب به نظر میرسید رکسهام و مالکان هالیوودیاش داستان رؤیایی مستند دیزنی خود را نوشتهاند. آنها دو بار مقابل چلسی پیش افتادند و بارها قهرمان جهان را به دردسر انداختند اما همه داستانها پایان خوش ندارند.
برای نقش اول داستان فیل پارکینسون گزینههای زیادی وجود داشت. سم اسمیت گل اول را زد؛ پاس گل را کالوم دویل داد، بازیکنی که بعداً پس از گل به خودی آرتور اوکنکوو، گل دوم رکسهام را هم به ثمر رساند.
اما در نهایت این آبیهای لندن بودند که نقش ضدقهرمان را بازی کردند؛ جاش آچیمپونگ بازی را به وقت اضافه کشاند و در ادامه آلخاندرو گارناچو گل پیروزی را به ثمر رساند.
تمام این صحنهها البته زیر نگاه مالکان هالیوودی رکسهام، یعنی رایان رینولدز و راب مکالهنی، رخ داد؛ در کنار آنها بلیک لایولی، همسر رینولدز، نیز حضور داشت. آنها در جایگاه ویژه ایستاده بودند؛ میکروفون بوم بالای سرشان معلق بود و تقریباً به اندازه زمین مسابقه، دوربینها روی آنها تمرکز داشتند.
با این حال رکسهام فقط باید از این بازی دلگرمی بگیرد؛ چرا که توانست مقابل تیمی باکیفیت، هرچند با تغییرات زیاد، یک نمایش خوب داشته باشد.
برای تیمی که دقیقاً سه سال پیش در چنین روزی مقابل داگنهام اند ردبریج در لیگ ملی بازی میکرد، این روز همیشه قرار بود جشنی برای افتخار باشد و اشتهای بیشتری برای آینده ایجاد کند.
با نگاهی هم به دیدار هفته آینده مقابل پاریسنژرمن، لیام روزنیور ۹ تغییر در ترکیب چلسی ایجاد کرد و بهطور عجیب از آرایش سه دفاعه رکسهام هم تقلید کرد. مدتی به نظر میرسید روزنیور بیش از حد باهوشبازی درآورده است.
از سوی دیگر پارکینسون هم کارهای غیرمنتظرهای انجام داد: او دو گلزن اصلی تیمش یعنی کیفر مور و جاش وینداس را روی نیمکت گذاشت، چون آنها بازی مهمی در میانه هفته مقابل هال در رقابت صعود داشتند.
در نتیجه سم اسمیت مسئولیت خط حمله را برعهده گرفت؛ مأموریتی که در ظاهر سخت به نظر میرسید، اما او با اشتیاق آن را پذیرفت و اثر خودش را گذاشت. وقتی روی پاس بلند ۷۰ متری دویل از عقب زمین دوید، با وجود اینکه سه مدافع مرکزی مقابلش بودند، هیچکدام نتوانستند با او همگام شوند و لحظه رؤیایی دوربینهای دیزنی در ورزشگاه ریسکورس را رقم زد.

مدافعی که از منچسترسیتی آمده بود به مهاجمی که از ردینگ جذب شده پاس گل داد؛ یادآوری دیگری از جاهطلبی مدیران باشگاه در شمال ولز.
لحظهای لذتبخش برای رکسهم؛ اما لحظهای که روزنیور را به خشم آورد. مدافعان چلسی تقریباً تعقیب را رها کردند و سانچز که در میانه هفته از ترکیب اصلی کنار گذاشته شده بود اما در این بازی بازگشته بود، عملکرد خوبی نداشت. او در لبه محوطه جریمه مکث کرد و عقب نشست، و همین به اسمیت اجازه داد در موقعیت تکبهتک توپ را آرام به گل تبدیل کند و ورزشگاه را منفجر کند. سانچز خیلی زود مجبور شد شوتهای مکس کلورث و رایان لانگمن را مهار کند و اسمیت هم یک موقعیت بزرگ دیگر را از دست داد.
چلسی برای مدتی تقریباً در بازی وجود نداشت. لیام دلپ تلاش میکرد اتفاقی رقم بزند، اما میزبان مقاومت میکرد. اما درست پیش از پایان نیمه اول، این مهاجم بالاخره با قدرت فیزیکی خود راهی باز کرد. سانچز برای جبران اشتباهاتش، یک پاس زمینی خطرناک به دلاپ در میانه زمین داد. مهاجم شماره ۹ با قدرت دام هایام را کنار زد و به جلو تاخت، سپس توپ را به گارناچو در سمت چپ رساند.
ستاره آرژانتینی شوت زد و توپ پس از دفع روی خط توسط جورج تامسون به پشت سر دروازهبان خودی رفت و وارد دروازه شد. چلسی چندان مستحق این گل نبود، اما بازی مساوی شد.

در نیمه دوم چلسی سرعت بازی را بالا برد، اما رکسهام عقب ننشست. آنها همچنان میجنگیدند، هواداران با تمام وجود تشویق میکردند و کار برای قهرمان جهان هنوز راحت نبود.
چلسی تلاش میکرد کیفیتش را نشان دهد؛ جورل هاتو با حرکتی زیبا چرخید اما ضربهاش به بیرون رفت. میزبان هم همچنان موقعیت خلق میکرد. تلاش آنها برای یک شگفتی تاریخی با ورود وینداس و مور تقویت شد؛ تغییری که خیلی زود نتیجه داد.
وینداس از توپ برگشتی بعد از چند کرنر استفاده کرد و ضربه کمارتفاع او با برخورد به دویل تغییر مسیر داد و گل شد. مکالهنی با دست روی سر ایستاده بود و هواداران در سکوها با جامهای نمادین جشن میگرفتند. اما شادی آنها خیلی زود خاموش شد؛ آچیمپونگ تنها چند دقیقه بعد پاسخ داد و توپ سرگردان آندری سانتوس را تبدیل به گل کرد.

پس از آن هرجومرجی شکل گرفت؛ تامسون با والی سانچز را مجبور به واکنش کرد، پدرو نتو تیر دروازه را لرزاند و سپس جورج دابسون با خطایی خشن روی گارناچو اخراج شد.
رکسهام مقاومت کرد تا بازی به وقت اضافه کشیده شود، اما خیلی زود گل سوم را دریافت کرد. گارناچو که از ابتدا تا انتهای بازی هو شده بود، شش دقیقه بعد از شروع وقت اضافه پاسخ بزرگی به تماشاگران داد؛ او با والی روی سانتر داریو اسوگو گل زد، هرچند لحظهای سردرگمی ایجاد شد چون توپ پس از برخورد به تور بیرون پرید.

برای کسانی که فکر کردند توپ مهار شده، لحظهای تلخ بود. تلخی بعدی وقتی رخ داد که گل تساوی لوئیس برانت پنج دقیقه مانده به پایان به دلیل آفساید مردود اعلام شد. چلسی در دقایق پایانی بیشتر شبیه تیمی بود که خودش میخواهد اشتباه کند، اما در نهایت ژوائو پدرو توپ را وارد دروازه کرد و انگار اعلام کرد:«پایان داستان.»