
به گزارش ورزش سه، سوت پایان بازی در ورزشگاه ملتهب و پر از تماشاگر بشیکتاش استانبول، تنها به معنای صعود ترکیه به جام جهانی و حذف رومانی نبود؛ این سوت، پایان یک دوران طولانی، پرفراز و نشیب و باشکوه برای یکی از نمادینترین مربیان تاریخ فوتبال اروپا بود. میرچا لوچسکو، پیرمرد 80 ساله فوتبال رومانی، نتوانست طلسم سنگین سه رنگها را بشکند و رومانی برای هفتمین دوره متوالی، بزرگترین فستیوال فوتبال جهان را از خانه تماشا خواهد کرد. اما داستان این مسابقه، فراتر از یک شکست ساده، پر از سکانسهای دراماتیک، خشم، انتقاد و در نهایت اشکها و آغوشهای فراموشنشدنی بود.
فاصله نجومی در دوندگی: انتقاد کوبنده لوچسکو از ستارههای خودی
لوچسکو که مشخص بود از عملکرد شاگردانش به شدت عصبانی است، در مصاحبه با شبکه پریما تیوی پرده از یک واقعیت تلخ در فوتبال رومانی برداشت. او با اشاره به تفاوت سطح آمادگی جسمانی دو تیم گفت: «نتایج نصیب کسانی میشود که سختتر تلاش میکنند. فوتبال ترکیه در مقایسه با فوتبال ما، دوران بسیار مساعدتری را سپری میکند. ترکیه تیم فوقالعاده رقابتی و خوبی دارد و من مطمئنم آنها در جام جهانی حرفهای زیادی برای گفتن خواهند داشت. بعد از بازی از هاکان چالهاناوغلو پرسیدم چقدر دویده است و او گفت حداقل 12.5 کیلومتر! وقتی به این فکر میکنم که در لیگ داخلی ما، بازیکنان نهایتاً بین 8 تا 9 کیلومتر میدوند، متوجه میشوم که تفاوت از زمین تا آسمان است.»

پیرمرد خسته فوتبال رومانی که حوصله بحثهای طولانی را نداشت، در حالی که خبرنگار همچنان در حال پرسیدن سوال بود، مصاحبه را نیمهکاره رها کرد و با گفتن جمله کوتاه «من همینم که هستم، خداحافظ!» راهی رختکن شد.
در کنفرانس مطبوعاتی پس از مسابقه، لوچسکو نوک پیکان انتقاداتش را مستقیماً به سمت آندری راتئو، مدافع تیمش نشانه رفت. در صحنه تکگل پیروزیبخش ترکها، حرکت انفجاری کنان ییلدیز، ستاره جوان و تکنیکی یوونتوس، شیرازه خط دفاعی رومانی را از هم پاشید. لوچسکو با کلماتی تند به این صحنه واکنش نشان داد: «اگر مدافع من، راتئو، اشتباه وحشتناک پیشبینی نکردن حرکت ییلدیز را مرتکب نشده بود، الان شرایط فرق میکرد. من میدانستم که ییلدیز در آن منطقه به صورت مورب بازی میکند. راتئو فقط باید او را در لبه زمین رها میکرد و زاویه را میبست، اما او از دریبل خوردن میترسید و همین ترس کار دست ما داد.»

لوچسکو معتقد است که بازیکنان رومانی با وجود داشتن کیفیت فنی، از نظر ذهنی و آمادگی فیزیکی در سطح مسابقات بزرگ نیستند و این ساختار باید از پایه دچار تحول شود.
سکانس ناب استانبول: ادای احترام به امپراتور سابق
اما فارغ از مسائل فنی، آنچه در پایان مسابقه رقم خورد، مو به تن همه بینندهها. لوچسکو در کشوری شکست خورد که سالها در آن پادشاهی کرده بود. او سابقه هدایت گالاتاسرای، بشیکتاش و تیم ملی ترکیه را در کارنامه دارد و ترکها هرگز زحمات او را فراموش نکردهاند.
پس از قطعی شدن حذف رومانی و در حالی که لوچسکو در بهت و ناراحتی فرو رفته بود، اولین کسی که به سمت او دوید، هاکان چالهاناوغلو، کاپیتان تیم ملی ترکیه بود. هاکان پیرمرد 80 ساله را در آغوش کشید و دهها ثانیه او را رها نکرد. چالهاناوغلو در حالی که لوچسکو را محکم در بغل گرفته بود، جملاتی احساسی در گوش او زمزمه کرد و از او بابت تمام کارهایی که برای فوتبال ترکیه انجام داده بود، تشکر کرد.

این پایان ماجرا نبود؛ مرت مولدور، مریح دمیرال، زکی چلیک و سایر ستارههای ترکیه هم یکی پس از دیگری به سمت او آمدند تا به این مربی بزرگ ادای احترام کنند. وینچنزو مونتلا، سرمربی ایتالیایی ترکیه که همواره از لوچسکو به عنوان یکی از الگوهایش یاد کرده، دقایقی با او همکلام شد و او را در آغوش گرفت.
لوچسکو با چشمانی که از شدت احساسات خیس شده بود و زیر نور پروژکتورها برق میزد، درباره این لحظات گفت: «شاید دیده باشید که چطور ترکهایی که من به آنها میدان دادم، آمدند و مرا در آغوش گرفتند. این برای من بینهایت رضایتبخش است. این یعنی توانستهام میراثی از خود به جا بگذارم. امیدوارم روزی بازیکنان رومانیایی هم همین حرفها را درباره من بزنند.»
پایان یک عصر و آغاز دوران «مارادونای کارپات»
همه چیز برای میرچا لوچسکو به پایان رسیده است. او پس از بازی دوستانه روز سهشنبه، برای همیشه با نیمکت تیم ملی رومانی و دنیای مربیگری خداحافظی خواهد کرد. تحمل ماهها رنج، فشار و استرس برای یک مربی در سن 80 سالگی، آن هم در جهنمی مانند ورزشگاه بشیکتاش، کار هر کسی نبود.
اما فدراسیون فوتبال رومانی زمان را از دست نداده است. پس از 25 سال، قرار است یک نام افسانهای دیگر به نیمکت تیم ملی بازگردد: گئورگی هاجی. اسطوره بیبدیل فوتبال رومانی که پیش از این در اوایل دهه دو هزار میلادی تجربه کوتاهی روی نیمکت تیم ملی داشت، حالا آماده است تا در قامت ناجی، ویرانههای تیمی که از رسیدن به جام جهانی بازمانده را از نو بسازد و غرور از دست رفته سه رنگها را به آنها بازگرداند. آیا هاجی که سالها لقب مارادونای کارپات را یدک میکشید میتواند رومانی را از این بحران عمیق نجات دهد؟ پاسخ این سوال را گذشت زمان خواهد داد.
