
به گزارش ورزش سه، غیبت کریستیانو رونالدو در ترکیب النصر مقابل الاتحاد در بازی حساس جمعه شب، فراتر از یک تصمیم فنی ساده یا یک اقدام احتیاطی بود. این غیبت، فصل جدیدی از یک بحران علنی در رابطه کاپیتان پرتغالی و مالکان باشگاه است؛ بحرانی که سایه سنگین خود را بر کل فضای ورزشی عربستان انداخته و سوالات مهمی مطرح کرده است.
غیبت رونالدو در الکلاسیکوی عربستان در مقطعی بسیار حساس رخ داد. گزارشها حاکی از آن است که فوقستاره پرتغالی از روند کار در باشگاه، به ویژه مدیریت نقل و انتقالات زمستانی، به شدت ناراضی است. او معتقد است النصر برخلاف رقبای مستقیمش، حمایت کافی دریافت نکرده است. اگرچه بخشی از هواداران با او همعقیدهاند، اما یک چالش بزرگ اخلاقی مطرح میشود: «آیا اعتراض به سیاستهای باشگاه، مجوزی برای غیبت در مسابقات است؟ مرز بین ابراز عقیده و نقض تعهدات حرفهای کجاست؟»
با این دستمزد نجومی؛ مسئولیت پذیری کجاست؟
وقتی صحبت از کریستیانو رونالدو میشود، این پرسشهای اخلاقی رنگ و بوی جدیتری به خود میگیرند. ما درباره گرانترین بازیکن تاریخ فوتبال صحبت میکنیم؛ مردی که سالانه نزدیک به ۲۰۰ میلیون یورو دستمزد میگیرد. رقمی که هیچ بازیکن خارجی دیگری در لیگ عربستان حتی به گرد پای آن هم نمیرسد و نزدیکترین رقیب او در لیست، کمتر از ۳۰ درصد درآمد او را دارد. این تفاوت فاحش نه تنها امتیازی برای دخالت در تصمیمات مدیریتی به او نمیدهد، بلکه از نظر حرفهای، انتظار سطح بسیار بالاتری از تعهد و مسئولیتپذیری را از کریستیانو به وجود میآورد.

از نگاه قانون؛ هیچکس فراتر از قرارداد نیست
از منظر انضباطی، غیبت بازیکن بدون تایید کادر فنی یا پزشکی، او را در معرض جریمههای سنگین قرار میدهد. تداوم این رفتار میتواند منجر به کسر مبالغ هنگفتی از قرارداد رونالدو شود؛ اقدامی که بیش از آنکه تنبیهی باشد، اجرای دقیق سیستم حرفهایگری است که در آن هیچ نامی، هرچقدر هم بزرگ و اسطورهای، استثنا محسوب نمیشود.
بنزما و محرز چگونه پادشاهی کردند؟
نمیتوان موضع رونالدو را بدون در نظر گرفتن بستر رقابتهای او با دیگر ستارههای بزرگ شاغال در عربستان تحلیل کرد. النصر از زمان شروع پروژه جذب ستارهها در سال ۲۰۲۳، یکی از پرحمایتترین باشگاهها از نظر جذب بازیکن و منابع مالی بوده است، اما هنوز موفق نشده این برتری را به جامهای بزرگ تبدیل کند. اینجاست که یک سوال اساسی پیش میآید: «مشکل در حجم حمایتهاست یا در نحوه سرمایهگذاری؟ آیا کاپیتان تیم حق دارد تمام تقصیرها را به گردن سیستم بیندازد، در حالی که رهبری داخل زمین بخشی از همین معادله است؟»
مقایسه با سایر ستارهها به عنوان یک شاخص جدی مطرح میشود. کریم بنزما در مدت کوتاهی الاتحاد را به دوگانه لیگ و جام پادشاهی رساند. ریاض محرز با الاهلی فاتح لیگ نخبگان آسیا و سوپرجام شد، آن هم در حالی که باشگاهش حمایتهایی به مراتب کمتر از النصر دریافت کرده بود. این واقعیتها نشان میدهد که رهبری واقعی، یعنی تبدیل امکانات موجود به نتایج درخشان در مستطیل سبز.

پاسخ سازمان لیگ عربستان چهارچوب این بحث را روشن کرد. بیانیهای که بر استقلال باشگاهها تاکید داشت و اعلام کرد تصمیمات تحت تاثیر اراده هیچ بازیکنی، فارغ از نام و جایگاهش، قرار نمیگیرد. این پیامی صریح به افکار عمومی بود: «پروژه بزرگ فوتبال عربستان بر پایه حاکمیت قانون و پایداری بنا شده است، نه بر اساس توازن قدرت شخصی یا فشارهای فردی.»
در نهایت، بحران رونالدو یک آزمون دوطرفه است؛ آزمونی برای لیگ عربستان تا قدرت خود را در تحمیل استانداردهای حرفهای بر همگان نشان دهد و آزمونی برای خودِ رونالدو در نحوه مواجهه با ناامیدیها. وقتی تو گرانترین، تاثیرگذارترین و مشهورترین بازیکن هستی، سوال این نیست که «چرا عصبانی هستی؟»، بلکه سوال این است: «چگونه خشم خود را ابراز میکنی که به حرفهایگری که نامت را با آن ساختی، لطمهای وارد نشود؟»